یادداشت| روایت یک روابط عمومی در روزهای جنگ؛ وقتی کلمات هم خدمت می‌کنند

به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان همدان، شکیبا کولیوند مدیر روابط عمومی بهزیستی استان همدان، یادداشتی با عنوان "روایت یک روابط عمومی در روزهای جنگ؛ وقتی کلمات هم خدمت می‌کنند" نوشته است:

جنگ همیشه با صدای بلند می‌رسد؛ با هیاهویی که نیمه‌شب از خواب می‌پراند، با پنجره‌هایی که از لرزش می‌افتند، با دل‌هایی که تندتر از همیشه می‌تپند. اما در پشت همین صداهای خشن، صدای دیگری هم هست؛ صدایی آرام، اما پیوسته. صدایی که می‌گوید: «زندگی، حتی در سخت‌ترین روزها، ادامه دارد.»

در بهزیستی، ما خوب این صدا را می‌شناسیم. سال‌هاست کنار کسانی ایستاده‌ایم که جهان‌شان زودتر از دیگران زخم می‌خورد؛ کنار سالمندان، کودکان، مادران تنها، افراد دارای معلولیت و همه کسانی که در طوفان‌ها بیشتر از دیگران می‌لرزند.  

اما جنگ… 

«جنگ» تجربه‌ای دیگر است. جنگ مثل موج ناگهانی برمی‌گردد و بیش از همه دیوار خانه کسانی را می‌لرزاند که زندگی‌شان از پیش شکننده‌تر بوده است.

با این حال، در همان روزهای پراضطراب، معنای «خدمت» برایمان رنگ دیگری گرفت. گویی هر قدمی، هر تماس تلفنی، هر پیام آموزشی و هر لبخندِ ساده، بدل می‌شد به تکه‌ای کوچک از آرامش. پادکست‌هایی ضبط کردیم برای کودکانی که خواب‌شان از ترس باریک شده بود؛ راهنماهایی نوشتیم برای مادرانی که باید دل خود را محکم نگه می‌داشتند تا دل خانه‌شان نلرزد. حتی یک تماس کوتاه با سالمندی که تنها زندگی می‌کرد، می‌توانست ضربان نگرانی را از چهره‌اش کم کند.

در آن روزها فهمیدیم جنگ فقط با سلاح نمی‌جنگد؛ با اضطراب، با فکرهای سیاه و با سکوت‌های طولانی هم می‌جنگد.  

و ما، در حد توان خود، کنار مردم ایستادیم تا این جنگ پنهان را سبک‌تر کنیم. گاهی با یک پیام کوتاه، گاهی با یک بسته حمایتی، گاهی فقط با گوش سپردن.

«بهزیستی» خانه‌ای است که درِ آن حتی در روزهای دودآلود جنگ هم بسته نمی‌شود. همکارانی که شاید نام‌شان کمتر شنیده می‌شود، اما هر روز بی‌وقفه برای آرام نگه داشتن زندگی تلاش می‌کنند؛ مددکارانی که در دل بحران، چراغ خانه‌ها را روشن نگه می‌دارند، روانشناسانی که میان آشفتگی‌ها، پلِ بازگشت به آرامش می‌سازند، و نیروهایی که بی‌صدا اما پیگیر، به کمک آسیب‌پذیرترین‌ها می‌شتابند.

جنگ، سختی دارد... دلهره دارد؛ اما در دل همین روزهای سخت است که انسانیت پررنگ‌تر می‌شود.  

ما آموختیم که «امید»، همیشه در صداهای بلند پنهان نمی‌شود؛ گاه در یک گفت‌وگوی چند دقیقه‌ای است، گاه در یک تصویر ساده آموزشی، گاه در لمس آرام دستان لرزان یک سالمند.

و امروز، وقتی غبار آن روزها را ورق می‌زنم، به یک چیز مطمئنم:  

خدمت، حتی در میان صدای انفجار، راه خود را پیدا می‌کند.   

و بهزیستی، در هر شرایطی، چراغ کوچکی باقی می‌ماند که تلاش می‌کند تاریکی‌ها را شکست دهد؛ حتی اگر تنها با نور یک کلمه، یک صدا یا یک نگاه.

شکیبا کولیوند

مدیر روابط عمومی بهزیستی استان همدان

کد خبر 176444

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد