وقتی انسانیت، جنگ را برای فرشتگان شیرخوارگاه شیرین کرد

یادداشت: آزاده خرم

وقتی صدای نخستین بمب و انفجار در قلب ایران پیچید و خبر تهاجم مجدد آمریکا و رژیم صهیونیستی اعلام شد سازمان بهزیستی در اقدامی فوری جهت حفظ سلامت فرزندانش به مراکز نگهداری در سراسر کشور ابلاغ کرد که ساکنان آنها باید به جایی امن منتقل شوند.

به گزارش روابط عمومی بهزیستی ایلام، شیرخوارگاه و خانه کودکان و نوجوانان بهزیستی ایلام نیز از مراکزی بود که باید فرزندانش به جایی امن منتقل می شدند، با وجود اعلام شرایط اضطراری جنگ و دغدغه خانواده ها برای انتقال به مکانی امن ولی چند خانواده که فاقد فرزند بودند در اقدامی که بی شک فراتر از انسانیت بوده آمادگی خود را برای پذیرش و نگهداری کودکان شیرخوارگاه ایلام اعلام و شماری از آنها را با عنوان اداری "خانواده میزبان" با طی مراحل قانونی تحویل گرفتند.

با وجود اقدام این خانواده ها اما ۳ نفر شامل ۲کودک دختر مقطع ابتدایی و متوسطه اول و یک نوزاد دختر ۷ماهه با معلولیت جسمی، حرکتی همچنان در شیرخوارگاه مانده بودند که حرکت شایسته یکی از کارکنان شیرخوارگاه او را داوطلب و میزبان نگهداری این فرشته ها کرد.

"علیرضا ربانی" و همسرش "اقلیم نظری" با وجود داشتن ۳فرزند در اقدامی بسیار زیبا و سرشار از عشق و محبت منزل روستاییشان را با وجود اینکه ۵۰متر بیشتر ندارد اما از در و دیوارش صمیمیت و مهربانی می بارد، این روزها میزبان میهمانان کوچکی کرده که امید و ارامش را در چشمان این زوج یافته اند، اقدامی که هیچ قلم و واژه ای نمی تواند آنرا ترجمه کند.

به دلیل شرایط جنگی امکان مصاحبه حضوری برایم مقدور نیست، تلفنی با آنها صحبت میکنم، آنقدر آهنگ کلامشان زیباست که سعی میکنم تنها شنونده باشم و قدرت کافی برای انتقال این همه عشق و محبت و خلوص را با نگارش قلمم بدست آورم.

" این کودکان میهمان خانواده ما هستن، هیچ فرقی با بچه های خودم ندارند، برای نوزاد دختر گهواره تهیه کرده ایم، او را حمام برده ام و حسابی به او وابسته شده ایم، همسرم برای دخترها هم تور والیبال نصب کرده ایم و مدام بازی می‌کنندو ما با دیدنشان لذت می بریم."

" نان محلی برایشان می پزم و دور هم لذت می بریم و جنگ را فراموش کرده ایم، حضور این سه فرشته در خانه ام همزمان با ماه رمضان را به فال نیک گرفته ام، این نظر لطف خدا به ما بوده، بخاطر وجدان خودمان نگهداری از این کودکان را تقبل کرده ایم، جنگ تمام می شود و خاطراتش برایمان خواهد ماند..."

کلمه به کلمه این مادر برایم شیرین است و دوست دارم بیشتر هم کلامی ام را با او ادامه دهم، آنقدر شیرین سخن می گوید که شیفته صداقت و محبتش می شوم...

کار ارزشمند این زوج و مابقی خانواده ها در اوج جنگ و بمباران وحشیانه دشمنان تلاشی است که مانع شد شیرخواران و کودکان و نوجوانان این مرکز بجای استرس و اضطراب جنگ در آرامش بوده، اوقاتی سرشار از شادی را تجربه و این روزگار تلخ برایشان به شیرینی رقم بخورد.

بی شک اقدام زیبای این زوج ها فراتر از انسانیت است که واژه ای برای آن نمی یابم، اقدامی که سالهای اینده جنگ را در اذهان این کودکان به خاطره ای شیرین تبدیل خواهد کرد.

به امید پیروزی

کد خبر 172705

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد