به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، میز گفتوگوی سلامت اجتماعی با موضوع «سالمندی و سلامت روانی ـ اجتماعی» با حضور سیدحسن موسوی چلک معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور،دکتر فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای سالمندان کشور و جمعی از استادان دانشگاه، صاحبنظران و مسئولان حوزه سالمندی در سالن جلسات سازمان بهزیستی کشور برگزار شد و ابعاد مختلف سلامت روان و اجتماعی سالمندان و الزامات سیاستگذاری در این حوزه مورد بررسی قرار گرفت.
در این نشست، دکتر فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای سالمندان کشور، با تأکید بر ضرورت اجتماعی دیدن سلامت روان گفت: نمیتوان جامعهای را که بخش قابل توجهی از جمعیت آن با مسائل روانی مواجه است، صرفاً با مجموعهای از مشکلات فردی مواجه دانست؛ بسیاری از این مسائل ریشه در شرایط و ساختارهای اجتماعی دارند.
وی افزود: شرایط اقتصادی، فقر، نابرابری، ناامنی اقتصادی، جنگ و سایر تحولات اجتماعی میتوانند بر امنیت روانی افراد تأثیر بگذارند و به همین دلیل، سلامت روان را باید در کنار عوامل اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار داد.
فولادیان با بیان اینکه «توزیع رنج روانی در جامعه تصادفی نیست»، اظهار کرد: مشکلات روانی میتوانند پیامد نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و برخی سیاستگذاریها باشند و در کنار ارائه خدمات درمانی، باید عوامل ساختاری مؤثر بر سلامت روان نیز مورد توجه قرار گیرند.
سالمندی؛ حاصل سالها شرایط اجتماعی و اقتصادی
رئیس دبیرخانه شورای سالمندان کشور با تأکید بر اینکه سالمندی از ۶۰ سالگی آغاز نمیشود، گفت: سالمندی نتیجه سالها زندگی فرد و حاصل شرایط شغلی، اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی اوست که در دوره سالمندی میتواند به شکل متراکم خود را نشان دهد.
وی افزود: بسیاری از نابرابریها و آسیبهای اجتماعی که فرد در طول زندگی تجربه کرده است، در سالمندی با مسائل جسمی و اجتماعی همراه میشود و بر کیفیت زندگی و سلامت روان او تأثیر میگذارد.
فولادیان همچنین نسبت به روند افزایش جمعیت سالمندان در سالهای آینده هشدار داد و گفت: جامعه باید از هماکنون برای این تحول جمعیتی آماده شود و نمیتوان منتظر ماند تا افزایش سهم سالمندان در جمعیت به یک مسئله جدی تبدیل شود و سپس برای آن چارهاندیشی کرد.
از «بحران تنهایی» تا «بحران بینقشی»
وی یکی از مسائل مهم سالمندان را فراتر از تنهایی، «بینقشی» عنوان کرد و گفت: فردی که پس از چند دهه فعالیت بازنشسته میشود، در بسیاری از موارد بخش قابل توجهی از نقش اجتماعی خود را از دست میدهد و باید برای ورود به این مرحله از زندگی آماده شود.
فولادیان با اشاره به اقدامات شورای سالمندان کشور در این زمینه اظهار کرد: یکی از رویکردهای شورا، توجه به سالهای پایانی اشتغال افراد و فراهم کردن آموزش و آمادگی لازم برای دوره بازنشستگی است تا فرد پس از پایان اشتغال، به یکباره با خلأ نقش اجتماعی مواجه نشود.
وی تأکید کرد: سازمانها در برابر افرادی که سالهای طولانی در آنها خدمت کردهاند، مسئولیت دارند و نباید فرد با پایان دوران اشتغال احساس کند که دیگر در جامعه نقشی ندارد.
تغییر نگاه از «نیاز سالمند به جامعه» به «نیاز جامعه به سالمند»
رئیس دبیرخانه شورای سالمندان کشور یکی از مهمترین تغییرات مورد نیاز در سیاستگذاری را تغییر پرسش اصلی در حوزه سالمندی دانست و گفت: به جای اینکه تنها بپرسیم «سالمند به چه چیزی نیاز دارد؟»، باید بپرسیم «جامعه چگونه میتواند دوباره به سالمند نیاز داشته باشد؟»
وی افزود: سالمند نباید صرفاً دریافتکننده خدمات باشد، بلکه باید زمینهای فراهم شود تا از تجربه، دانش و توانمندی او در جامعه استفاده شود و سالمند به یک کنشگر اجتماعی تبدیل شود.
فولادیان از تدوین «سند جامع اشتغال سالمندان» خبر داد و گفت: در این سند تلاش میشود مشاغل متناسب با توانایی و تجربه سالمندان، با توجه به ظرفیتهای بومی و ملی، شناسایی و زمینه مشارکت سالمندان در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی فراهم شود.
وی همچنین بر توسعه اشتغال منعطف، فعالیتهای داوطلبانه، آموزش مربیگری، انتقال تجربه به نسلهای جدید و مشارکتهای محلی سالمندان تأکید کرد.
اصلاح تصویر سالمندی در جامعه و رسانهها
فولادیان با تأکید بر نقش فرهنگ و رسانه در شکلدهی نگرش جامعه نسبت به سالمندان گفت: تصویری که از سالمندی در جامعه ارائه میشود باید اصلاح شود و سالمندی نباید صرفاً با ناتوانی، ضعف و وابستگی تعریف شود.
وی افزود: تلاشهایی برای اصلاح نحوه بازنمایی سالمندان در تولیدات رسانهای و تصویری در حال انجام است تا ابعاد توانمندی، تجربه و نقش اجتماعی سالمندان نیز مورد توجه قرار گیرد.
رئیس دبیرخانه شورای سالمندان کشور همچنین از طراحی «جایزه ملی تجربه» خبر داد و گفت: همزمان با روز جهانی سالمند، نخستین دوره این جایزه با هدف توجه به تجربه و نقشآفرینی سالمندان برگزار خواهد شد.
فولادیان در پایان تأکید کرد: باید نگاه جامعه به سالمندی بازتعریف شود تا سالمندان در جامعه نقش فعال و جدی داشته باشند و سالمندی به جای آنکه دورهای از کنار گذاشته شدن و ناتوانی تلقی شود، به عنوان مرحلهای ارزشمند از زندگی همراه با تجربه، مشارکت، کرامت و نقشآفرینی اجتماعی شناخته شود.
افزایش تعداد سالمندان نه یک «سونامی» بلکه یک موفقیت چالشبرانگیز
دربخش دیگری از این نشست دکتر یداله ابوالفتحی ممتاز، استاد گروه آموزشی سالمندشناسی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، با تأکید بر اهمیت سلامت روان در دوره سالمندی گفت: اگر سلامت روان وجود نداشته باشد، نمیتوان از سلامت به معنای واقعی سخن گفت و بنابراین سلامت روان باید یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری در حوزه سالمندی باشد.
وی با اشاره به افزایش امید به زندگی در جوامع، افزایش جمعیت سالمندان را نتیجه بخشی از دستاوردهای توسعه و پیشرفت نظامهای سلامت دانست و اظهار کرد: افزایش تعداد سالمندان را نباید به عنوان تهدید یا «سونامی» تلقی کرد، بلکه این پدیده یک موفقیت چالشبرانگیز است که نیازمند برنامهریزی و آمادگی نظامهای اجتماعی است.
ابوالفتحی ممتاز افزود: زمانی که افزایش جمعیت سالمندان به عنوان تهدید دیده شود، نگاه جامعه معطوف به عبور از یک بحران خواهد شد، در حالی که سالمندی باید به عنوان یک فرصت مورد توجه قرار گیرد و سیاستها باید به گونهای طراحی شوند که سالمندان بتوانند در جامعه نقش فعال داشته باشند.
۱۵ درصد سالمندان جهان با یک اختلال روان زندگی میکنند
این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت سلامت روان سالمندان گفت: بر اساس تعاریف سازمان جهانی بهداشت، حدود ۱۵ درصد سالمندان در جهان با یک اختلال روان زندگی میکنند و اضطراب و افسردگی از جمله شایعترین اختلالات روان در این گروه سنی هستند.
وی با بیان اینکه نشانههای اختلالات روانی در سالمندان ممکن است با سایر گروههای سنی متفاوت باشد، افزود: در برخی موارد، دردهای جسمانی میتواند از نشانههای افسردگی در سالمندان باشد و این موضوع باید در فرایند تشخیص مورد توجه قرار گیرد.
ابوالفتحی ممتاز همچنین با اشاره به موضوع سالمندآزاری اظهار کرد: بر اساس مطالعات جهانی، از هر ۶ سالمند، یک نفر نوعی از سالمندآزاری را تجربه میکند و مطالعات انجامشده در کشور نیز ضرورت توجه جدی به این مسئله را نشان میدهد.
وی با انتقاد از نگاه صرفاً درمانمحور به سالمندان تأکید کرد: گاهی تصور میکنیم اگر دارو و خدمات پزشکی مناسبی در اختیار سالمند قرار دهیم، وظیفه خود را انجام دادهایم، در حالی که توجه، احترام و به رسمیت شناختن سالمند نیز از نیازهای اساسی اوست.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: سالمند به ترحم نیاز ندارد، بلکه به احترام نیاز دارد و تبعیض سنی یکی از مسائلی است که باید در جامعه به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
ضرورت حرکت از افزایش طول عمر به سوی زندگی باکیفیت
در ادامه این نشست، مهدی زارع بهرامآبادی، دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به اقدامات سازمان بهزیستی کشور در زمینه دانشافزایی روانشناسان و مشاوران در حوزه سالمندی، بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد پزشکی، روانشناختی و اجتماعی سالمندی تأکید کرد.
وی گفت: توسعه خدمات سلامت موجب افزایش امید به زندگی و در نتیجه افزایش جمعیت سالمندان شده است و امروز پرسش اصلی این نیست که چگونه صرفاً طول عمر را افزایش دهیم، بلکه باید بررسی کنیم آیا توانستهایم کیفیت زندگی را نیز همزمان با افزایش طول عمر ارتقا دهیم.
زارع بهرامآبادی افزود: وقتی از سالمندی سخن میگوییم، نباید صرفاً به افزایش بیمارستانها، مراکز درمانی و خدمات توانبخشی فکر کنیم؛ بلکه باید این پرسش را مطرح کنیم که فردی که به ۸۰ یا ۹۰ سالگی میرسد، آیا این سالها را با رنج و محدودیت سپری میکند یا از زندگی باکیفیت، مستقل و همراه با کرامت برخوردار است.
وی با اشاره به مفهوم سالمندی سالم اظهار کرد: سالمندی سالم به معنای نداشتن بیماری نیست، بلکه به معنای برخورداری از توانایی عملکردی برای رفاه و کیفیت زندگی است و این موضوع نیازمند یک نظام هوشمند و هماهنگ از سیاستگذاری، تصمیمگیری و ارائه خدمات است.
پنج اصل اساسی برای سیاستگذاری سالمندی
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اصول سازمان ملل متحد در حوزه سالمندی گفت: سازمان ملل پنج اصل اساسی شامل استقلال، کرامت، حمایت و مراقبت، مشارکت و خودشکوفایی را برای سیاستگذاری در حوزه سالمندی مورد تأکید قرار داده است.
وی ادامه داد: این اصول باید در سیاستگذاریهای کشور مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه ممکن است یک سالمند تنها باشد یا استقلال او کاهش یافته باشد، اما هنوز دچار یک اختلال بالینی نشده باشد و اگر نظام مراقبتی تنها زمانی وارد عمل شود که فرد به مرحله اختلال رسیده باشد، عملاً بخش مهمی از ظرفیتهای پیشگیری را از دست دادهایم.
زارع بهرامآبادی تأکید کرد: نظام مراقبت سالمندی نباید صرفاً تشخیصمحور و درمانمحور باشد. اگر نگاه ما تنها بر تشخیص بیماری و درمان متمرکز شود، نتیجه آن افزایش مصرف دارو، بیمارستان و خدمات درمانی خواهد بود، در حالی که باید عوامل مؤثر بر حفظ سلامت روان و کیفیت زندگی سالمندان را پیش از رسیدن به مرحله بیماری شناسایی و مدیریت کنیم.
ضرورت عبور از خدمات پراکنده به نظام خدمات یکپارچه
وی با انتقاد از نگاه آسیبمحور به سالمندان گفت: استفاده از برچسبهایی مانند «افسردگی سالمندان» یا «سالمندان تنها» میتواند نگاه جامعه را صرفاً به سمت آسیب و درمان سوق دهد، در حالی که سیاستگذاری باید پیشگیرانه و مبتنی بر توانمندیهای سالمندان باشد.
این استاد دانشگاه افزود: اگر میخواهیم سالمند منزوی نباشد، استقلال داشته باشد و در تصمیمگیریها مشارکت کند، باید از نظام خدمتمحور و خدمات پراکنده به سمت طراحی یک نظام خدمات یکپارچه حرکت کنیم؛ درمان تنها یکی از حلقههای این نظام است.
زارع بهرامآبادی خاطرنشان کرد: در ارزیابی عملکرد نظام سالمندی نیز نباید صرفاً تعداد بیمارستانها، خدمات توانبخشی یا میزان حمایتهای مالی را معیار قرار دهیم، بلکه شاخصهایی مانند میزان استقلال سالمندان، کاهش تنهایی، افزایش مشارکت اجتماعی و کیفیت زندگی آنها نیز باید مورد توجه باشد.
وی تأکید کرد: باید از «طول عمر» به سمت «زندگی باکیفیت» حرکت کنیم و هدف سیاستگذاری این باشد که سالمندان بتوانند سالهای بیشتری از زندگی خود را با کیفیت، استقلال و کرامت سپری کنند.
نظر شما