به گزارش خبرنگار روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور، زهرا محمدزاده تسهیلگر سازمان بهزیستی پنج سال است در محلات شهر اهواز فعالیت میکند و حالا در قالب طرح سلام محله در پاتوق مهر و گفتوگو محله بهارستان کنار سالمندان است. روایت او از راهاندازی این پاتوق بیشتر از آنکه ماجرای برگزاری چند کلاس و برنامه باشد، داستان پیدا کردن آدمهایی است که قرار بود دوباره دور هم جمع شوند.
محمدزاده برای شروع کار، سراغ جاهایی رفت که میدانست ردپای سالمندان را میتوان در آنها پیدا کرد مثل مسجدهای محله، جلسات قرآن، خانههای اهالی و حتی گفتوگو با معتمدان. با نمازگزاران نشست، درباره طرح توضیح داد و از آنها خواست سالمندان محله را معرفی کنند. بعد به سراغ جلسات قرآن رفت جایی که بسیاری از زنان سالمند محله در آن حضور داشتند.
او میگوید: در این مرحله کار تسهیلگر فقط شناسایی افراد نیست مهمتر از آن ساختن اعتماد است. سالمندی که قرار است برای نخستین بار وارد یک جمع جدید شود باید احساس کند اینجا قرار نیست فقط یک کلاس یا برنامه اداری باشد قرار است جایی باشد برای دیدن آدمها، حرف زدن و چند ساعتی کنار هم بودن.
خانههای بهداشت، مسجدها و جلسات قرآن کمکم به مسیرهای شناسایی سالمندان تبدیل شدند. محمدزاده در جلسات قرآن شرکت میکرد، با زنان محله حرف میزد و آنها را به پاتوق دعوت میکرد. حتی به آنها پیشنهاد میداد اگر دوست دارند، جلسات قرآنشان را هم در همین پاتوق برگزار کنند. همین رفتوآمدها و گفتوگوهای مداوم بود که آرامآرام نام پاتوق مهر و گفتوگو را در محله جا انداخت.
البته اعتماد یکشبه ساخته نمیشود. محمدزاده میگوید: برای اینکه پاتوق در محله جا بیفتد، مردم احساس خوبی نسبت به آن پیدا کنند و حضور در آن را جدی بگیرند، زمان و تلاش زیادی کردم، باید به مردم نشان میدادم که اینجا قرار نیست فقط یک برنامه سازمانی باشد بلکه قرار است بخشی از زندگی خود محله باشد.
خود پاتوق هم جایی متفاوت از یک مرکز رسمی است. یک مدرسه در محله که زمین چمن مصنوعی دارد و در بعضی روزهای هفته، ساعات بعدازظهر خود را در اختیار مهر و گفتوگو قرار میدهد و همین فضای ساده حالا تبدیل به محلی برای دورهمی سالمندان شده است.
برای اینکه سالمندان به پاتوق بیایند، برنامههای مختلفی طراحی شده است. یکی از آنها ورزش همراه با موسیقی است. به گفته محمدزاده، بعضی از سالمندانی که مدتها ورزش نکرده بودند، حالا با علاقه بسیار در برنامههای ورزشی شرکت میکنند. شاید برای کسی که از بیرون نگاه میکند اجرای چند حرکت ورزشی در یک عصر معمولی اتفاق بزرگی نباشد اما برای سالمندی که مدتها در خانه مانده و کمتر با دیگران ارتباط برقرار میکند همین حضور ساده در جمع و حرکت کردن یک دلخوشی بزرگ است.
در کنار ورزش، کلاس کنترل دیابت هم برگزار میشود که مربی آن یک پرستار بازنشسته از همان محله است. او سالها در حرفه پرستاری فعالیت کرده و حالا که بازنشسته شده، تصمیم گرفته بخشی از تجربهاش را در اختیار سالمندان محله خود قرار دهد و خدمتی به آنها کند.
کلاس سوادآموزی هم به همین شکل ایجاد شده است یعنی یک معلم بازنشسته از اهالی محله، مسئولیت آموزش را بر عهده گرفته است. نکته جالب اینجاست که بسیاری از مربیانی که حالا در پاتوق فعالیت میکنند نه از بیرون محله بلکه توسط خود مردم محله معرفی شدهاند. اهالی میگفتند فلان پرستار بازنشسته در محله زندگی میکند یا فلان معلم بازنشسته میتواند در اینجا کمک کند. اینجا همان جایی است که نقش تسهیلگر خودش را نشان میدهد یعنی او قرار نیست همه چیز را از بیرون به محله بیاورد بلکه باید ظرفیتهایی را که از قبل در محله وجود دارد، پیدا کند و کنار هم بگذارد.
به تدریج مهر و گفتوگو فقط محل برگزاری کلاسها نماند. سالمندان برای دو ساعت به پاتوق میآیند اما گاهی حضورشان تا چهار ساعت هم ادامه پیدا میکند. مینشینند، حرف میزنند، از گذشته میگویند و از حال هم باخبر میشوند. بعضیهایشان حتی از خانه چای و خوراکی میآورند انگار قرار است یک دورهمی خانوادگی داشته باشند.
در همین دورهمیها اتفاق دیگری هم افتاده است و بعضی سالمندان دوستان قدیمی خود را دوباره پیدا کردند و بعضی دیگر دوستان تازهای پیدا کردهاند. رابطههایی که شاید سالها کمرنگ شده بود حالا دوباره شکل گرفته و ارتباطهایی که از دل پاتوق شروع شده به خانههای خود سالمندان هم رسیده است و در برخی روزهای هفته دورهمی را در خانههای خود برگزار میکنند.
محمدزاده میگوید شاید در ظاهر، پاتوق مهر و گفتوگو مجموعهای از چند برنامه ساده ورزش، سوادآموزی، آموزش کنترل دیابت و دورهمی باشد اما پشت همه اینها یک هدف مهم وجود دارد تا سالمند احساس نکند تنهاست.
گاهی یک محله به جایی نیاز دارد که آدمهایش همدیگر را ببینند، با هم حرف بزنند و احساس کنند هنوز در زندگی اجتماعی اطرافشان حضور دارند.
ماجرای پاتوق مهر و گفتوگوی محله بهارستان هم همین است، یک تسهیلگر که برای پیدا کردن سالمندان به مسجد و جلسات قرآن رفت با مردم حرف زد، اعتماد ساخت و ظرفیتهای پنهان محله را کنار هم گذاشت و حالا بعد از ماهها تلاش به جایی رسیده که سالمندان برای رسیدن روزهای رفتن به پاتوق انتظار میکشند.
در پاتوق مهر و گفتوگوی محله بهارستان اهواز، مهمترین اتفاق نه برگزاری یک کلاس و نه حتی ورزش کردن باشد بلکه مهم این است که آدمهایی که ممکن بود ساعتهای زیادی از روز را در تنهایی بگذرانند، حالا جایی برای دیدن هم دارند که میشود نشست، چای خورد، از گذشته گفت، دوست قدیمی پیدا کرد و برای چند ساعت در یک جمع حضور داشت.
نظر شما