سید جواد حسینی در یادداشتی نوشت: حضور اخیر اینجانب در جمع اساتید، پژوهشگران و نخبگان فرهیخته دانشگاه حکیم سبزواری، فرصتی مغتنم و ارزشمند برای بازخوانی علمی و راهبردی یکی از کلان ترین مأموریت های ملی را رقم زد؛ مأموریتی خطیر و آیندهنگرانه که از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تحت عنوان _«طرح تابآوری فرهنگی و هویتمحور»_ به این دانشگاه واگذار شده است.
در آن نشست علمی، بر این واقعیت بنیادین تأکید کردم که جهان کنونی و زیستبوم معاصر ایران در وضعیتی به سر میبرد که در ادبیات جامعهشناسی و علوم رفتاری از آن بعنوان _"جامعه طوفانی و متلاطم"_ یاد میشود. این جامعه طوفانی از پنج مؤلفه بنیادین و به هم پیوسته شکل یافته است.
سرعت سرسامآور دگرگونیها، عمق تحولات ساختاری, فراگیری و شمولیت همهجانبه، غیرقابل پیشبینی بودن روندها, غافلگیرکنندگی رویدادها.پیوند این ویژگیهای پنجگانه، سلسلهای از بحرانهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی را پدید میآورد؛ اما کالبد شکافی ساختاری این منظومه نشان میدهد زیربنا و ریشه بنیادین تمامی این چالشها، بحرانهای اجتماعی است.
بحرانهای اجتماعی، پدیدههایی کند رو، فرآیندی، پروسهای و انباشتی هستند که برخلاف بحرانهای رویدادی و مقطعی در عمق لایههای زیستی جامعه رسوخ میکنند و اگر با رویکردهای نوآورانه، پیشگیرانه و علمی مهار نشوند، زیرساختهای هویتی و تابآوری کلان یک ملت را دچار فرسایش برگشت ناپذیر خواهند ساخت.
تحولات شتابان ساختارهای جمعیتی، دگرگونی در مناسبات میان نسلی و پیچیدگیهای روزافزون آسیبهای اجتماعی در دنیای معاصر، نظامهای سنتی رفاه را با بنبست جدی ناکارآمدی روبهرو ساخته است. رویکرد کلاسیک و غیر فعالی که صرفاً بر پایه توزیع یارانههای نقدی، اعطای مستمری های منفعلانه و مداخلات تسکینی استوار است، شاید در کوتاه مدت نقشی ضربهگیر در برابر فقر مطلق ایفا کند، اما در بلندمدت پیامدهایی ویرانگر چون تله وابستگی، فرسایش عاملیت انسانی، تضعیف انگیزش درونی و به حاشیه رفتن هویت و کرامت افراد را در پی دارد.
از همین رو، سازمان بهزیستی کشور با طراحی و پیادهسازی چرخشهای تحول آفرین سیزده گانه، مأموریت راهبردی خود را از یک نهاد صرفاً امدادی و هزینه محور به سازمانی پیشرو در حوزه توسعه ظرفیتهای اجتماعی، ارتقای سرمایه انسانی و مهندسی تابآوری باز تعریف کرده است.
این دگرگونی، یک تغییر اداری ساده نیست؛ بلکه چرخش بنیادی از رفاه ترمیمی و انفعالی به رفاه زاینده، مولد و هویت محور است که اکنون در بستر طرحهای بنیادینی چون طرح *سلام*، یعنی ساماندهی، توانمندسازی و لایهبندی اجتماعی، با استقرار میدانی در بیش از دو هزار و هفتصد و پنجاه محله کشور عینیت یافته است.
پایهگذاری مداخلات اجتماعی پایدار، بدون تکیه بر چارچوبهای مفهومی و اندیشههای آزموده علمی، محکوم به آزمون و خطاهای پرهزینه و بازتولید ناکارآمدی خواهد بود؛ از این رو، معماری نوین مداخلات سازمان بهزیستی بر پنج ستون نظری بنیادین استوار شده است.
*نخست*، با الهام از نظریه قابلیت و عاملیت، رفاه و عدالت اجتماعی نه بر اساس میزان دریافت کالا و مستمری، بلکه بر پایه گستره آزادیهای اساسی، فرصتهای واقعی و توانمندی فرد برای دستیابی به یک زندگی معنادار و باارزش سنجیده میشود؛ در این نگاه، فقر در حقیقت محرومیت از قابلیتها و سلب عاملیت است و برنامههای ما افراد را از دریافتکننده منفعل به کنشگری فعال برای دگرگونی زیست بوم خود بدل میسازد.
*دوم*، بر مبنای نظریه خود تعیینگری و بازسازی هویت، انگیزش پایدار و سلامت روان در گرو ارضای سه نیاز بنیادین _خودمختاری، کسب شایستگی و حس تعلق اجتماعی_ است؛ طرحهای هویتساز سازمان با زدودن برچسبهای آسیبزا، هویت افراد را بر پایه توانمندی و نقشآفرینی مؤثر آنها بازتعریف میکنند.
*سوم*، با تکیه بر نظریه سرمایه اجتماعی و شبکه سازی محلی در سه سطح پیوندهای درون گروهی، ارتباطات میان گروهی و اتصال با نهادها، هزینههای مبادله و حل مسائل محله به حداقل رسیده و امنیت پایدار روانی و اجتماعی ساکنان بصورت درونزا تضمین میگردد.
*چهارم*، بر اساس نظریه سیستمهای پیچیده انطباقی و رویکرد بوم شناختی، محله بعنوان یک موجود زنده و شبکهای پویا از برهم کنش لایههای فردی، خانوادگی، محلی و کلان دیده میشود؛ بنابراین مداخلات نقطهای کارایی ندارند و اقدام اثربخش باید با تحول در کل اکوسیستم زیستی همراه باشد.
در نهایت، با استناد به نظریه تاب آوری اجتماعی و بازسازی معنا، تاب آوری تنها بازگشت به نقطه پیش از بحران نیست، بلکه جهش به سوی وضعیتی بالندهتر و پایدارتر است؛ جایی که با تکیه بر تقویت حس انسجام، فهم پذیری، مدیریت پذیری و معناداری رویدادها، توان جامعه محلی در برابر تکانهها ارتقاء یافته و بستر توانبخشی معنوی فراهم میشود.
طرح *سلام* و فعالیتهای پانزدهگانه محله محور، در حقیقت تجسم عینی و عملیاتی این منظومه فکری در میدان اجرا هستند که لایههای مختلف جامعه محلی را به حرکت درمیآورند. در این میان، طرح "مانا" یعنی مشارکت اجتماعی نوجوانان ایران، تجلی آشکار پرورش عاملیت و تفکر نقادانه در سنین حساس رشد است که طی آن، نوجوانان و پسران جوان مناطق کمتر برخوردار از مصرفکننده منفعل خدمات به تحلیلگران آسیبها، مروجان کار گروهی و مجریان طرحهای بهسازی محله تبدیل میشوند و حس خودکار آمدی در آنها ریشه میدواند.
همگام با آن، طرح "خاتم" با تمرکز ویژه بر توانمندسازی دختران و آموزشهای روانشناختی و مهارتهای فردی و اجتماعی در محلات، به تثبیت هویت، ارتقای سواد خود مراقبتی و پیشگیری از انتقال چرخههای آسیبپذیری بین نسلی در میان دختران یاری میرساند.
برای پرورش استعدادها و تبدیل ظرفیتهای خام به ارزشهای ملموس، "خانههای خلاقیت" در قالب رویدادهای فشرده "بوتکمپ" در دل محلات شکل گرفتهاند تا امکان کار گروهی، خلاقیت و فرآیند حیاتی تبدیل ایده به پدیدهها و دستاوردهای کارآفرینانه را برای جوانان و نوجوانان مستعد فراهم سازند.
در امتداد این نگاه فراگیر، سالمندان بعنوان گنجینههای هویتی محله در قالب مراکز "مهر و گفتوگو" گردهم میآیند تا ضمن پیشگیری از انزوای اجتماعی و فرسایش شناختی، مهارتها و تجارب زیسته آنان میان یکدیگر و نسلهای جوانتر تبادل شده و توانمندسازی همهجانبه برای این قشر شریف محقق گردد.
در حوزه ارتقای سلامت روانی-اجتماعی و مدیریت بحرانها، طرح "محب" بعنوان سازوکار تخصصی حمایتهای روانی و اجتماعی در بلایا، به پرورش و استقرار تیمهای محلی مددکاران و حامیان در بحران میپردازد تا در مواجهه با حوادث، مداخلات فوری و کاهش آسیبهای پس از سانحه با سرعت عملیاتی شود.
همچنین حضور فعال همیاران سلامت روان اجتماعی و تسهیلگران بهزیستی در محلات، ظرفیتی بینظیر برای حل تعارضات خانوادگی و محلی، ایجاد صلح و سازش و ارتقای سواد سلامت روان بر پایه اعتماد درون جامعهای به وجود آورده است. در کنار این موارد، طرحهای سلامت محوری چون طرح "حاتم" با تأکید بر سلامت اجتماعی و سلامت روان جامعه نگر، گسستهای ناشی از فشارهای ساختاری را ترمیم کرده و توان پردازش بحران و مدیریت استرس را در خانوادهها بالا میبرد.
از سویی دیگر، برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه با گسترش حضور افراد دارای معلولیت در تار و پود زندگی روزمره، الگوی کهنه پزشکی معلولیت را کنار زده و با مناسبسازی کالبدی و نگرشی، حس شایستگی و پذیرش اجتماعی را شکوفا میکند. در مدار تحول از اقتصاد یارانهای به استقلال و توانمندسازی اقتصادی، تشکیل گروههای خودیار و تأمین مالی خرد با اتکا به سرمایه اجتماعی بجای وثایق مرسوم بانکی، بستری از پساندازهای تجمیعی و وامهای درونگروهی خلق کرده است که به ایجاد کسبوکارهای پایدار و شکستن چرخه وابستگی میانجامد.
این توانمند سازی اقتصادی با ابتکاراتی نوین چون مدل بانک زمان پیوند خورده است؛ مدلی که در آن ارزشگذاری بر داراییهای نامشهود افراد نظیر وقت، عاطفه و مهارت محقق میشود و شهروندان با ارائه خدمات مراقبتی و مهارتی به همنوعان خود، سرمایه زمانی ذخیره میکنند تا در هنگام نیاز از خدمات متقابل شبکه بهرهمند شوند.
هم راستا با این اقدامات و در مسیر تکریم کرامت بازنشستگان و سالخوردگان، رویکرد اقتصاد نقرهای در بستر توسعه شهرهای دوستدار سالمند متجلی شده است؛ به گونهای که با تلاشهای صورت گرفته، تاکنون نوزده شهر کشور به مدار محیط و شهر دوستدار سالمند پیوستهاند تا با مناسب سازی فضاها و امکانات، بستری پویا و بانشاط برای حضور اجتماعی سالمندان فراهم شود.
تمامی این سازوکارهای گسترده، متکی بر یک سرمایه عظیم مردمی است؛ چنانکه امروز شبکهای از داوطلبان با بیش از سیصد و هفتاد هزار نفر اعلام آمادگی شکل گرفته و از این میان، بالغ بر سی هزار نفر از آنان بصورت دقیق و تخصصی نقشپذیری کرده و در مأموریتهای متنوع محلهمحور بهزیستی فعالانه مستقر شدهاند.
پایداری، تعمیق و اثربخشی این دستاوردهای میدانی در گرو اتصال بیوقفه با جامعه علمی و دانشگاهی و گذار قطعی به سیاست گذاری مبتنی بر شواهد است. از این رو، سازمان بهزیستی کشور دست همکاری خود را بسوی اساتید، نخبگان و پژوهشگران دراز می کند تا در حوزههایی بنیادین همچون مدل سازی ریاضی و سنجش بازگشت سرمایه اجتماعی و اقتصادی در محلات تحت پوشش، تحلیل کلان دادههای آسیبها جهت پیشبینی و پیشگیری زود هنگام، تأسیس و توسعه آزمایشگاه سیاستی تاب آوری اجتماعی بمنظور شبیه سازی اثرات پیشینی و پسینی سیاستها و تدوین اسناد ملی توانبخشی معنوی و اقتصاد سالمندی گامهای راهبردی برداشته شود.
حرکت در چنین مسیری، بازگشت به رسالت اصیل و والای خدمت رسانی است؛ رویکردی که رفاه را نه ابزاری برای تسکین موقت فقر، بلکه پلی مستحکم برای شکوفایی کرامت، استعدادها و قابلیتهای انسانی میداند تا در پرتو پیوند دانش، عقلانیت و مشارکت مردمی، جامعهای پویا، مقتدر، امن و به معنای واقعی کلمه، دوستدار انسان بنا شود.
نظر شما