برای خبرنگاران اجتماعی| آنان که رنج را مرئی می‌کنند

کار خبرنگار اجتماعی فقط اطلاع‌رسانی نیست؛ مرئی‌کردن است. او اجازه نمی‌دهد انسان پشت آمار، پرونده و عبارت‌های رسمی گم شود. اما ارزش این کار صرفاً در دیده‌شدن نیست؛ در چگونگی دیده‌شدن است. 

سعید خادمی مشاور رئیس و راهبر روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور به مناسبت ۱۷ مرداد روز خبرنگار در یادداشتی با عنوان "آنان که رنج را مرئی می‌کنند؛ برای خبرنگاران اجتماعی" نوشت:

بزرگ‌ترین آسیبی که بهزیستی با آن روبه‌روست، نامرئی ماندن رنج است. 

رنجی که روایت نشود، آرام‌آرام از حافظه عمومی حذف می‌شود؛ از گفت‌وگوهای روزمره، از اولویت‌های سیاست‌گذاری و سرانجام از دایره مسئولیت جمعی. بسیاری از مسائل اجتماعی، زمانی خطرناک‌تر می‌شوند که دیگر کسی آن‌ها را نمی‌بیند. 

بهزیستی هر روز با این واقعیت روبه‌روست. پشت هر پرونده، زندگی انسانی جریان دارد؛ کودکی که فرصت برابر را از دست داده، فرد دارای معلولیتی که شهر هنوز او را به رسمیت نشناخته، سالمندی که تنهایی سهم هر روز اوست، یا خانواده‌ای که زیر فشار فقر و خشونت، فقط تلاش می‌کند از هم نپاشد. این زندگی‌ها اغلب دور از قاب دوربین‌ها و تیترهای درشت می‌گذرند؛ آن‌جا که پیش از کمبود امکانات، کمبود دیده‌شدن به چشم می‌آید. 

در چنین جهانی، کار خبرنگار اجتماعی فقط اطلاع‌رسانی نیست؛ مرئی‌کردن است. او اجازه نمی‌دهد انسان پشت آمار، پرونده و عبارت‌های رسمی گم شود. اما ارزش این کار صرفاً در دیده‌شدن نیست؛ در چگونگی دیده‌شدن است. 

رنج را می‌توان به سوژه‌ای برای مصرف احساس تبدیل کرد؛ با تصویر اشک، فقر، خانه فرسوده و سفره خالی. این تصویرها همدلی برمی‌انگیزند، اما اغلب مسئله را در همان‌جا نگه می‌دارند که بوده است. خبرنگار اجتماعیِ مسئول، راه دشوارتری را انتخاب می‌کند: رنج را به زبان حق ترجمه می‌کند. 

در این روایت، فرد تحت پوشش بهزیستی پیش از هر چیز شهروندی است با حقِ آموزش، درمان، توانبخشی، اشتغال و زندگی در شهری دسترس‌پذیر. کرامت او نباید به موج کوتاه‌مدت احساسات عمومی وابسته باشد. از همین‌رو، خبرنگار به‌جای آن‌که فقط بپرسد «چه اتفاق تلخی افتاده است؟»، می‌پرسد «چه سازوکاری این وضعیت را ساخته و چه کسی باید پاسخ‌گو باشد؟» مرز میان ترحم و عدالت، دقیقاً همین‌جاست. 

خبرنگاران شریف سرویس اجتماعی، هرگز به آمار و نشست خبری اکتفا نکرده اند؛ به محله، مرکز و خانه رفتند، پای حرف خانواده‌ها و مددکاران نشسته اند. آنان رنج را از تجربه‌ای خصوصی به مسئله‌ای عمومی بدل کردند و گزارش را از ابزاری برای برانگیختن اشک، به فرصتی برای برانگیختن مسئولیت. 

نقش آنان در مسئولیت اجتماعی نیز تعیین‌کننده است. خبرنگار، فاصله میان وعده و واقعیت را اندازه می‌گیرد؛ نشان می‌دهد آنچه در گزارش‌ها و همایش‌ها موفق به نظر می‌رسد، در زندگی مردم چه تغییری ساخته است. گاهی این فاصله در متن یک گزارش کوتاه است، اما در زندگی یک خانواده، طولانی و فرساینده. 

امیدآفرینی نیز بدون این صداقت ممکن نیست. پنهان‌کردن صف‌های انتظار، فرسودگی خانواده‌ها و کمبود خدمات، امید نمی‌سازد؛ بی‌خبری می‌سازد. روایتِ صرفِ بن‌بست هم راهی به آینده نمی‌گشاید. امید حرفه‌ای، دیدن هم‌زمان رنج و امکان تغییر است: واقعیت، بی‌اغراق، بی‌تطهیر و بی‌سیاه‌نمایی. 

در آستانه روز خبرنگار، سپاس ما از کسانی است که رنج را نه برای مصرف احساس، که برای فهمیدن روایت کردند؛ از کسانی که صدای انسان‌های کم‌شنیده‌شده شدند و نگذاشتند مسئله‌ای فقط به‌دلیل دور بودن از مرکز توجه، از دایره مسئولیت عمومی بیرون برود. 

عدالت، از لحظه ای آغاز می‌شود که رنج دیده شود؛ و خبرنگاران اجتماعی، راویان این آغازند.

کد خبر 198919

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =