به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور؛ خانواده در همه جوامع نخستین و پایدارترین نهاد اجتماعی است؛ جایی که انسان پیش از هر محیط دیگری امنیت، هویت، تعلق، مسئولیت و امید را تجربه میکند.اگر جامعه را ساختمانی بزرگ تصور کنیم، خانواده کوچکترین اما بنیادیترین واحد آن است؛ واحدی که سلامت و تابآوری کل جامعه تا حد زیادی به استحکام آن وابسته است.از همین رو، هر بحثی درباره آینده اجتماعی، سلامت عمومی، رفاه و امنیت ملی ناگزیر باید از خانواده آغاز شود.
در درون خانواده نیز یکی از تعیین کننده ترین نقشها را زنان بر عهده دارند؛ نقشی که شاید در روزهای عادی کمتر دیده شود،اما در شرایط دشوار و بحرانی بیش از هر زمان آشکار میشود. در بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، بلایای طبیعی و بویژه در شرایط جنگ، این زنان هستند که در بسیاری از موارد بار حفظ تعادل عاطفی خانواده، استمرار زندگی روزمره، مراقبت از اعضای آسیبپذیر و از این منظر میتوان گفت: یکی از نخستین صورتهای «اقتصاد پایدار» در تاریخ بشر از دل تلاش زنانی پدید آمد که برای تأمین غذای خانواده در شرایط محدودیت و نااطمینانی به ابتکار و تدبیر روی آوردند.
این روایت تاریخی نشان میدهد زنان از آغاز تمدن در مدیریت منابع، پیشبینی خطر، تأمین معیشت و ایجاد ثبات اجتماعی نقشی اساسی داشتهاند.
تاریخ جنگها نیز نشانههای روشنی از همین نقشآفرینی در اختیار ما میگذارد.در بسیاری از جوامع، زمانی که مردان در میدانهای نبرد حضور داشتند، زنان مسئولیتهای گستردهتری را در خانواده، اقتصاد و حتی مدیریت اجتماعی بر عهده گرفتند.در جنگهای جهانی اول و دوم، زنان در بسیاری از کشورها وارد عرصههای صنعتی و خدماتی شدند و بخش مهمی از امور اقتصادی و اجتماعی را پیش بردند.
همین حضور گسترده بعدها به بازتعریف جایگاه اجتماعی زنان منجر شد.برای مثال در بریتانیا، به رسمیت شناخته شدن حق رأی زنان در سال ۱۹۱۸بیارتباط با نقش تعیینکننده آنان در دوران جنگ جهانی اول نبود.این تجربه تاریخی نشان میدهد بحرانها فقط زمانه تهدید نیستند، بلکه لحظههایی هستند که ظرفیتهای پنهان اجتماعی آشکار میشود.در چنین موقعیتهایی زنان بارها نشان دادهاند که میتوانند از محدوده نقشهای سنتی فراتر رفته و به بازیگران اصلی پایداری اجتماعی تبدیل شوند؛ زنانی که نه فقط مراقب خانواده بلکه معمار بازسازی اجتماعیاند.در تجربه معاصر ایران نیز این واقعیت به روشنی دیده شده است.
در دوران دفاع مقدس، زنان ایرانی نقش مهمی در حفظ پایداری خانوادهها و حمایت از جامعه ایفا کردند.آنان در بسیاری از خانوادهها مدیریت زندگی، تربیت فرزندان و حفظ روحیه را در شرایط دشوار جنگ بر عهده داشتند. در کنار این مسئولیتها، بخش مهمی از فعالیتهای داوطلبانه مردمی نیز به همت زنان شکل گرفت؛ از پشتیبانی لجستیکی تا مراقبت از مجروحان و حمایت از خانوادههای آسیبدیده.این تجربه نشان داد زنان در روزهای بحران از مهمترین پایههای سرمایه اجتماعی جامعهاند.
امروز نیز در بسیاری از فعالیتهای اجتماعی و حمایتی کشور حضور زنان بسیار پررنگ است.در شبکههای مشارکت اجتماعی مرتبط با سازمان بهزیستی، در طرح «ایران همدل» و «همیاران مهر» ۲۱هزار و ۱۷۴ نفر از بانوان مشارکت داشتهاند که حدود ۷۰درصد از مجموع ۳۰هزار و ۵۳۵ مشارکتکننده را تشکیل میدهند.
۸۰درصد مشاوران صدای مشاور ۱۴۸۰سازمان بهزیستی، زنان هستند. همچنین از ۷هزار مشاور مراکز غیردولتی، ۷۷درصد را زنان تشکیل میدهند.
در حوزه آموزش نیز از میان ۲هزار آموزشگر ازدواج و خانواده، ۷۶درصد زناناند و در میان ۷۲۰آموزشگر مهارتهای زندگی نیز حدود ۸۰درصد را زنان تشکیل میدهند.
در میان داوطلبان طرح «محب» ۷۳ درصد زنان هستند و در میان تسهیلگران فعالیتهای اجتماعی نیز ۷۶درصد را زنان تشکیل میدهند.
در طرح «مانا» ۵۱درصد و در طرح «همیاران» ۶۴درصد مشارکتکنندگان زناناند.
در سطح سازمان بهزیستی نیز بیش از ۱۰هزار و ۲۵۷نفر از کارکنان را بانوان تشکیل میدهند و از میان روانشناسان شاغل در این سازمان، ۴ هزار و ۲۲۸نفر زن هستند.
در حوزه گروههای خرد مالی نیز ۵۴۰۰ گروه با ۹۰هزار عضو فعال وجود دارد که از میان آنان ۷۶هزار و ۵۰۰نفر زناناند. همچنین در مراکز «مثبت زندگی»، ۸۴ درصد صاحبان امتیاز، ۹۳درصد مسئولان فنی و ۹۵درصد مددکاران را زنان تشکیل میدهند.
این آمارها نشان میدهد زنان در بسیاری از عرصههای اجتماعی و حمایتی نقش محوری دارند.در عین حال، میتوان گفت: جایگاه زنان در سطوح مختلف اجتماعی هنوز متوازن نیست؛ نقش آنان در سطح خرد بسیار برجسته، در سطح میانی قابل توجه و در سطح کلان سیاستگذاری هنوز کمتر از ظرفیت واقعی آنان است؛ موضوعی که نیازمند توجه و برنامهریزی بیشتر است.در بحرانهای طبیعی نیز این الگو تکرار میشود.
پژوهشهای مدیریت بحران، از جمله گزارشهای بین المللی نشان میدهد زنان در بازسازی روابط اجتماعی پس از بلایا نقشی کلیدی دارند.در زلزلهها، سیلها و دیگر حوادث بزرگ، آنان اغلب محور احیای شبکههای حمایتی در خانواده و محله هستند و با حفظ ارتباطات انسانی و تقویت همیاری محلی، زمینه عبور جمعی از بحران را فراهم میکنند.
در بحرانهای اقتصادی نیز زنان اغلب با انعطافپذیری و خلاقیت بیشتری مدیریت منابع محدود خانوار را بر عهده میگیرند؛ از تنظیم الگوهای مصرف و اولویتبندی هزینهها گرفته تا مراقبت از سالمندان و کودکان و حفظ انسجام عاطفی خانواده.در ادبیات علوم اجتماعی این حوزه ذیل مفهوم «اقتصاد مراقبت» تعریف میشود؛ اقتصادی که هرچند کمتر در حسابهای رسمی دیده میشود، اما از پایههای واقعی پایداری اجتماعی است.
در همین چارچوب، سازمان بهزیستی برنامههای متعددی برای توانمندسازی زنان، بویژه زنان سرپرست خانوار اجرا کرده است. بیمه اجتماعی رایگان روستایی و عشایری برای زنان سرپرست خانوار از جمله این اقدامات است که شامل یکصد هزار زن در روستاها و حدود ۴۹ هزار نفر در شهرها شده است. همچنین با شناسایی و سازماندهی زنان سرپرست خانوار، حدود ۱۹۵۰گروه همیار تشکیل شده که هر گروه ۵ تا ۶ عضو دارد.
در گروههای خرد مالی نیز بیش از ۵۱ هزار و ۳۱۱نفر عضو هستند که ۸۵ درصد آنان زنان هستند.
در حوزه آموزش و مهارتآموزی نیز بیش از ۵۰درصد از حدود ۱۱هزار نفری که آموزشهای فنی و حرفهای دریافت کردهاند، زنان بودهاند.
برنامههایی مانند سرمایه کار، تأمین تجهیزات و اتصال زنان سرپرست خانوار و زنان در معرض آسیب به بازار کار نیز در همین چارچوب اجرا میشود.طی دو سال گذشته از مجموع ۱۳۰هزار فرصت شغلی ایجاد شده با حمایتهای بهزیستی، حدود ۵۴درصد به زنان اختصاص یافته است.
همچنین خدمات حمایتی متعددی در حوزه زنان و خانواده ارائه میشود؛ از مستمری ماهانه برای زنان سرپرست خانوار تا ارائه خدمات اجتماعی به خانوادههای دارای فرزند چندقلو و اجرای طرح «مراقب همراه» برای حداقل ۸۰۰ خانواده. کمک به بهبود تغذیه این خانوادهها، پرداخت کمکهزینه نگهداری فرزندان برای حدود ۴۰هزار زن سرپرست خانوار و غربالگری سلامت جسمانی برای دستکم ۸۰هزار نفر از آنان نیز از دیگر اقدامات است.
افزون بر این، برنامههایی مانند بازگشت فرزندان بازمانده از تحصیل در خانوادههای زن سرپرست خانوار به چرخه آموزش، تأمین لوازم ضروری زندگی، اجرای بسته حمایتی برای ۵هزار نوجوان ۱۳ تا ۱۸سال، پیگیری معافیت یکی از فرزندان زنان سرپرست خانوار از خدمت سربازی، اجرای رویکرد مدیریت مورد، تربیت سوپروایزرهای مددکاری اجتماعی، طرحهای اجتماعمحور"سلام"، گروههای مشاوران همتا و تشکیل شبکه ملی زنان در دستور کار قرار دارد.
در نهایت، اگر خانواده را نخستین سنگر جامعه در برابر بحرانها بدانیم، بیتردید زنان از مهمترین معماران پایداری این سنگر هستند؛ کسانی که با صبر، تدبیر، عاطفه و مسئولیت پذیری، امید و ثبات را در دل خانواده و جامعه زنده نگه میدارند.
امروز بیش از هر زمان باید این حقیقت را با زبان علم، تجربه و سیاستگذاری اجتماعی تکرار کرد؛ تابآوری جامعه بدون تابآوری زنان ممکن نیست و حمایت از زنان در واقع حمایت از خانواده، سلامت اجتماعی و آینده ایران است.
نظر شما