به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور؛ سیدجواد حسینی در یادداشتی درباره سفر به استان فارس نوشت:
سفر به فارس تنها یک مأموریت اداری نبود؛ گویی بازگشت به بخشی از حافظه تاریخی ایران بود؛ به سرزمینی که فرهنگ در آن نفس میکشد و شعر در کوچههایش راه میرود.فارس را نمیتوان فقط بر نقشه دید؛ باید آن را در عطر بهار نارنج شیراز، در سکوت باوقار تخت جمشید در لحن نرم مردمانش و در امتداد نگاهشان شناخت.از لحظه ورود، حس کردم این سفر قرار است فراتر از یک برنامه فشرده کاری باشد؛ تجربهای از همدلی، اندیشه و امید.
سفر را با زیارت آستان نورانی حضرت احمدبن موسی شاهچراغ(ع) آغاز کردم. در آن فضای آکنده از معنویت، آرامش و نور، به مسئولیتی اندیشیدم که بر دوش ما، در سازمان بهزیستی است؛ مسئولیت حفاظت از کرامت انسانهایی که گاه صدایشان کمتر شنیده میشود.
همنجا با خود عهد کردم هر تصمیمی که در این سفر گرفته میشود، رنگی از عدالت و بویی از مهربانی داشته باشد. از شیراز راهی شهرستانها شدیم؛ جایی که حقیقت خدمت را میتوان بیواسطه دید.
در اقلید، در جمع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نشستی شکل گرفت که نماد همافزایی و دغدغهمندی بود. با حضور آقای دکتر بابایی کارنامی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، آقای دکتر رنجبر سخنگوی کمیسیون، آقای دکتر صدیقی دبیر کمیسیون، آقای دکتر مسلم صالحی نماینده مردم اقلید و همراهی دیگر مسئولان،_ درباره موضوعاتی سخن گفتیم که مستقیماً با زندگی مردم پیوند دارد؛ از بیمههای اجتماعی زنان سرپرست خانوار گرفته تا مسکن افراد دارای معلولیت، اشتغال جامعه هدف، حمایت از دانشآموزان و دانشجویان تحت پوشش و کمک به درمان مددجویان.
گفتوگوها صریح و صمیمی بود و تصمیماتی اتخاذ شد که میتواند بخشی از نگرانیهای خانوادهها را کاهش دهد.در ادامه به خرمبید رفتیم؛ سفری که با همراهی و پیگیری _آقای دکتر"رحیم زارع"_، نماینده محترم مردم آباده و خرمبید، امکان نشست و بازدیدهای میدانی فراهم شد.
دیدار با مددجویان و همکاران مرکز توانبخشی در آن شهرستان، لحظاتی عمیق و تأملبرانگیز بود.
در چهرهها هم دشواری زندگی دیده میشد و هم امیدی آرام اما استوار.گفتگوهای چهره به چهره با مددجویان، مروری بود بر اینکه توانمندسازی تنها یک اصطلاح مدیریتی نیست؛ بلکه مسیری ست انسانی که اگر فرصت و حمایت در آن فراهم شود، میتواند محدودیتها را به امکان تبدیل کند.
پس از بازگشت به شیراز، در "شورای اجتماعی" استان با حضور استاندار محترم فارس، جناب آقای دکتر "امیری"، معاونان ایشان، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان، شهردار شیراز و جمعی از مسئولان اجرایی و اجتماعی شرکت کردیم.در ابتدای نشست، گزارشهای دانشگاه علوم پزشکی، ادارهکل بهزیستی و مدیرکل اجتماعی استانداری درباره کاهش و کنترل خودکشی، برنامههای محله محور در مدارس، طرح بانک زمان و برنامه رصد سلامت روان بویژه در حوزه PTSD ارائه شد.
در سخنانم تأکید کردم مسئله سلامت روان، مسئله یک دستگاه نیست بلکه مسئلهای اجتماعی است که باید در پیوند میان آموزش، خانواده، رسانه و نهادهای اجتماعی دیده شود.مددکاران معلمان و والدین میتواند نخستین ناظر رنجهای پنهان نوجوانان باشد و جامعه اگر سرمایه اجتماعی خود را بازآفرینی کند، میتواند سپری در برابر ناامیدیها باشد.
در همان نشست درباره برنامههای سازمان بهزیستی در حوزه اشتغال، مسکن، تسهیل ازدواج، مهارتآموزی و آموزش جامعه تحت پوشش سخن گفتم و تأکید کردم حمایت اجتماعی باید به استقلال اقتصادی و اجتماعی افراد منجر شود.همچنین بر توسعه و گسترش مراکز"مثبت زندگی" تأکید کردم.
افتتاح پارک اوتیسم شیراز یکی از لحظات امیدبخش این سفر بود؛ فضایی تخصصی و خلاقانه که برای تقویت مهارتهای حسی و اجتماعی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم با همکاری شهرداری خیرین و انجمن اتیسم طراحی شده است.
بازدید از پارک سلامت روان حاجات نیز تجربهای الهامبخش بود؛ مجموعهای کم نظیر از زنجیرهای از خدمات آموزشی، حرفهآموزی، ورزشی و اجتماعی که با تأکید بر سالمندان، کودکان و نوجوانان شکل گرفته و میتواند الگویی ارزشمند برای برنامههای سلامت روان و اجتماعی در کشور باشد.
نشست صمیمی دو ساعته با همکارانم در بهزیستی استان فارس از ارزشمندترین بخشهای سفر بود. در این دیدار با مدیرکل پرتلاش استان، آقای گودرزی، معاونان، رؤسای شهرستانها و همکاران عزیزم درباره برخی تأخیرهای تاریخی در حوزه مأموریت، ساختار و توجه به سلامت اجتماعی سخن گفتیم؛ از فاصلهای که میان سلامت زیستی و سلامت اجتماعی در سیاستگذاریها شکل گرفته تا ضرورت عبور از رویکرد اعانهپردازی به سمت توانمندسازی و فرصتآفرینی همچنین دغدغههای همکاران درباره جبران خدمات را با دقت شنیدم و بر اهمیت سرمایه انسانی سازمان تأکید کردم.
در جریان این سفر گفتوگویی مفصل نیز با صدا و سیمای مرکز فارس داشتم تا سیاستهای تحولی سازمان و ضرورت اجتماعیسازی خدمات بهزیستی را با مردم در میان بگذارم. همچنین نشستهایی با مسئولان ارشد استان برگزار شد، از جمله دیدار مجدد با آقای دکتر امیری استاندار محترم فارس و آقای دکتر عزیزی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی_ که در درباره گسترش همکاریهای علمی و اجرایی برای ارتقای خدمات اجتماعی گفتوگو کردیم.
در میان برنامههای فشرده این سفر، دیدار صمیمانه با دو چهره ارزشمند حوزه تعلیم و تربیت استان، فرصتی دلنشین برای من فراهم کرد؛ دیدار با آقای آذری مدیرکل توانمند پیشین آموزش و پرورش فارس و آقای دکتر بهشتیپور رئیس پیشین آموزش و پرورش استثنایی استان. گفتوگو با این همکاران و دوستان قدیمی، یادآور سالهایی بود که در عرصه تعلیم و تربیت در کنار یکدیگر برای آینده فرزندان این سرزمین تلاش کردیم. مرور خاطرات آن روزها در میان شتاب برنامههای این سفر، لحظهای از آرامش و پیوند دوباره با گذشتهای پرمعنا را برایم رقم زد.
در پایان این سفر وظیفه خود میدانم از همراهی بیبدیل استاندار فرهیخته استان فارس، آقای دکتر امیری و معاونان ایشان و نیز از تلاشهای مدیرکل ساعی و باتجربه بهزیستی استان آقای گودرزی و معاونان ایشان، از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، آقایان دکتر بابایی کارنامی، دکتر رنجبر، دکتر صدیقی، دکتر صالحی و دکتر رحیم زارع و دکتر توکل که با دغدغهمندی در این سفر همراه بودند، تشکر و قدردانی نمایم.
وقتی در واپسین ساعات سفر، هنگامی که گویی بر آسمان گرد بهار نارنج پاشیده باشند، شیراز را به مقصد تهران ترک کردم، در دل احساس کردم پایان سفر، پایان برنامه نیست، بلکه آغاز تعهدی تازه است.شیراز را با تصویری از فرهنگ، همدلی و اراده جمعی ترک کردم؛ با این باور که اگر دستها در کنار هم قرار بگیرد، میتوان از دل دشواریها راهی به سوی امید گشود.
هر چه هواپیما در پهنه آسمان اوج می گرفت،"شیراز" و چراغهای روشنش آرام آرام محو می شد، اما عطر بهار نارنج در آمیخته با صفا و مهربانی شیرازی ها و گرمای نگاه مردمان "فارس" تا تهران با من ماند.
نظر شما