به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور سید جواد حسینی در یادداشتی نوشت:
جنگ که شروع شد، تصویر نوزادان، کودکان و نوجوانان بیسرپرست و فاقد سرپرست مؤثر، معلولین شدید و خیلی شدید ذهنی و جسمی، کودکان فلج مغزی، افراد دارای ضایعه نخاعی، بیماران روان مزمن و همه آنهایی که به هر عنوان در مراکز اقامتی تحت مدیریت و نظارت سازمان بهزیستی به عنوان بیصدا و بیدفاع ترین افراد جامعه، تحت حمایت هستند؛ لحظهای از مقابل چشمانم دور نمیشد.برای همین هم دغدغه اول و آخر همه ما در قامت"مددکار اجتماعی"در همان لحظات اولیه شروع جنگ این بود؛ چه کنیم که آسیب نبینند؟
احتمالاتی که تا دیروز در سناریوها و مانورهای مدیریت بحران بارها تمرین شده بود، حالا در واقعیت نمایان بود.دیگر نه فرصت بحث و بررسی، که هنگامه عمل بود. بارها گفته بودم: کارکرد بهزیستی، حفاظتی است.حالا باید کار حفاظتی میکردیم؛ کاری میکردیم"کارستان".
در همه روزها و شبهایی که زمین از برخورد موشک و بمب میلرزید، وقتی صدای پدافند و پهپاد گوش فلک را کر میکرد، وقتی آژیرهای خطر هراس به جان شهر میانداخت و ترس در دلها ریشه میدواند؛"مددکاران بهزیستی" گمنام اما مقاوم، پای کار بودند.
مددکارانی که در مراکز نگهداری معلولین و شیرخوارگاهها، لحظه اصابت موشک، خود را سپر کردند تا اگر ترکش آمد…
مددکارانی که برای آرام کردن بیماران روان مزمنِ آشفته از صدای انفجار، تا صبح کنارشان نشستند و دستشان را به مهر گرفتند تا آرامش از دست رفته را بازیابند.یا تیمهای مددکاران انتقال که در میانه بمباران بیوقفه و بیفکر خویش، رفتند و آمدند تا معلولین تختگرا و ویلچرنشین را از محدوده خطر خارج کنند.
شرح این ایثار در هیچ گزارشی نمیگنجد. اما من بعنوان خادم سازمان بهزیستی شهادت میدهم، حفاظت شبانهروزی"مددکاران"از مددجویان، کاری بود"کارستان".میدان عمل ما وسعتی داشت که شاید کمتر کسی تصور میکرد.ما در سلسله مراتب خدمات عمودی، مسئولیت حفاظت و پشتیبانی از بیش از پنج هزار و دویست مرکز شبانهروزی را بر عهده داشتیم؛ مراکزی که بیش از دویست هزار نفر از عزیزانمان در آنها زندگی میکردند.
استمرار خدمات در چنین شبکه گستردهای بدون حضور فعال و خستگیناپذیر"مددکاران" در صحنه نه غیرممکن، که محال بود.شناسایی مراکز در معرض خطر با فوریتی بیسابقه انجام شد و ۱۸۰مرکز و بیش از سی و چهار هزار مددجوی مقیم از محلهای پرخطر به مکانهای امن منتقل شدند.
در تمام این جابهجاییهای پرخطر، "مددکاران"حلقه اول و آخر خدمترسانی بودند.بماند که در همین ایام دامنه خدمات بهزیستی به سطح گستردهتری از جامعه نیز کشیده شد.
ما خدمات افقی را همزمان با خدمات عمودی تقویت کردیم؛ چرا که بحران رسم نمیشناسد و آسیب فقط به مددجویان ثبت شده در سامانههای سازمان محدود نمیشود.خانوادههایی که خانههایشان تخریب شده بود، زنان و کودکان بیسرپرست شده در میانه جنگ، سالمندان تنها و راه گم کرده، شاغلینی که کسبوکار خود را از دست داده اند، افراد تازه دچار معلولیت شده و کسانی که دچار استرس و اختلالات روان شده، همه و همه در دایره خدمات و حمایت قرار گرفتند.
حلقه حفاظتی بهزیستی با استفاده از "مددکاران"در قالب تیمهای سلامت روان، اورژانس اجتماعی ۱۲۳، مرکز مشاوره تلفنی ۱۴۸۰، تیمهای محب، تسهیلگران CBR، متخصصان داوطلب و دیگر ظرفیتهای مردمی، از محدوده مراکز به سطح جامعه گسترش یافت.
امروز و پس از گذشت بیش از صد روز از آغاز جنگ، وقتی به عقب نگاه میکنم با افتخار میگویم: حفاظت از جامعه هدف خاص و عام بهزیستی در بحبوحه جنگ، نه یک عملیات صرف روزمره بلکه کاری بود "کارستان". بیتردید ستاره این کارستان،"مددکاران"هستند؛ مددکارانی که مددجویان را تنها نگذاشتند، جان خویش را در طبق اخلاص گذاشتند و نامشان در هیچ کتیبهای ثبت نمیشود؛ اما رفتارشان در پهنه جغرافیای ایران ماندگار شد.
سازمان بهزیستی در دفاع مقدس سوم (چهل روز طلایی مقاومت و خدمت) به نام همه آن مددکاران گمنام و داوطلبان بیادعا برگ زرین دیگری بر کتاب قطور خدمترسانی خود افزود؛ برگی که هرگز فراموش نخواهد شد و به نسلهای آینده یادآور میشود؛ در بحرانیترین روزهای این سرزمین، کسانی بودند که چراغ امید را برای همه اعم از توانخواه و غیرتوانخواه روشن نگه داشتند.
رواست به احترام "مددکاران" عرصه سلامت و رفاه اجتماعی جامعه و به پاس مجاهدت خاموش آنان در جنگ رمضان، تمام قد ایستاد و تعظیم کرد.در عین حال، تجربه این روزها نشان داد که مسئولیت ما تنها به روزهای جنگ محدود نمیشود.پیامدهای روانی بحران همچنان در جامعه ادامه دارد.
از همین رو سازمان بهزیستی از ابتدای خرداد، طرح ارزیابی تروماهای پس از جنگ(PTSD)را بصورت یک آزمون ملی در بستر سامانه آنلاین آغاز کرده است و تاکنون بیش از ۲۰۰هزار نفر از مردم ایران در این آزمون شرکت کردهاند.
هدف آن است که پس از شناسایی افراد دارای تروماهای متوسط و شدید، خدمات تخصصی روانشناختی برای کاهش و درمان این آسیبها ارائه شود.همچنین با مشاهده مشارکت گسترده و پایدار مردم در آن روزهای دشوار، سازمان بهزیستی با راهبری وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حال برنامهریزی برای راهاندازی "بانک زمان" است؛ ابتکاری اجتماعی برای ساماندهی خدمات داوطلبانه مردم در محلات، تقویت محلهگرایی و گسترش انسجام و وفاق اجتماعی، تا سرمایه اجتماعی شکل گرفته در این روزهای سخت به سرمایهای پایدار برای آینده جامعه تبدیل شود.
نظر شما