سنجش ملی"سلامت روان"؛ راهبردی برای مدیریت ترومای بحران

تجربیات جهانی و یافته‌های پژوهشی در حوزه سلامت روان نشان می‌دهد پیامدهای روانی بحران‌ها گاه ماندگارتر از پیامدهای مادی آنهاست.اختلال استرس حاد، اضطراب فراگیر، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه از جمله پیامدهایی هستند که می‌توانند ماه‌ها و حتی سال‌ها پس از پایان بحران در زندگی فردی و جمعی تداوم پیدا کنند.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور، طرح ملی سنجش "سلامت روان" با تاکید بر ptsd اختلال استرس پس از سانحه خصوصا شرایط پس از دو جنگ تحمیلی، توسط سازمان بهزیستی کشور و با همکاری سایر وزارتخانه ها و دستگاه های مرتبط ۳۰ اردیبهشت رونمایی و از امروز اول خردادماه آغاز شد.

در این یادداشت ابعاد این طرح از زوایای گوناگون تشریح خواهد شد._ همانطور که می دانیم بحران‌ها و بویژه جنگ‌ها تنها زیرساخت‌های فیزیکی را تخریب نمی‌کنند؛ آنها لایه‌های عمیقی از اضطراب، ناامنی روانی و اختلال در روابط اجتماعی را نیز در جامعه ایجاد می‌کنند.

تجربیات جهانی و یافته‌های پژوهشی در حوزه سلامت روان نشان می‌دهد پیامدهای روانی بحران‌ها گاه ماندگارتر از پیامدهای مادی آنهاست.اختلال استرس حاد، اضطراب فراگیر، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه از جمله پیامدهایی هستند که می‌توانند ماه‌ها و حتی سال‌ها پس از پایان بحران در زندگی فردی و جمعی تداوم پیدا کنند.

مطالعات سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد در جوامعی که بحران‌های شدید را تجربه می‌کنند، شیوع اختلالات روانی می‌تواند تا دو برابر افزایش یابد و اگر مداخله‌های اولیه بموقع انجام نشود، این اختلالات به شکل مزمن در ساختار اجتماعی تثبیت می‌شوند.نتایج دو پیمایش ملی که پس از جنگ چهل روزه در سازمان بهزیستی پیرامون سالمندان ونیز جمعیت  جامعه هدف بهزیستی انجام گرفت ضرورت غربالگری و مداخلات حرفه ای را بیش از پیش ضروری می نمایاند.

همانطور که تأکید شد، این مطالعات  درباره آثار روانی جنگ، در دوران پسا جنگ همزمان با همه دشواری‌ها، در سطح ملی برای بررسی پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ بر گروه‌های مختلف جامعه انجام شد.در نخستین پیمایش که بر جمعیت سالمندان متمرکز بود، دو هزار و پانصد نفر مورد ارزیابی قرار گرفتند.

یافته‌ها نشان می‌داد مهمترین پیامدهای جنگ برای این گروه، افزایش استرس، اضطراب، ترس، نگرانی، دلهره و افسردگی است؛ تا جایی که این مشکلات روانی برای آنان اهمیتی دوچندان در مقایسه با مسائل اقتصادی داشته است.هفتاد درصد سالمندان از تشدید اضطراب خود در اثر جنگ سخن گفته بودند، چهل‌وهشت درصد کاهش کیفیت خواب را تجربه کرده و هفتادوهشت درصد نیز از افت احساس امنیت در محیط زندگی‌شان خبر داده بودند.

بررسی‌ها نشان داد شدت اضطراب در دهک‌های ۳تا۷بیشتر است؛ در حالی که کاهش احساس امنیت و افت کیفیت خواب بیشتر در دهک‌های ۱تا ۳مشاهده می‌شود؛ همچنین زنان سالمند بیشترین میزان آسیب‌پذیری را تجربه کرده‌اند. دومین پیمایش ملی به جامعه هدف سازمان بهزیستی اختصاص داشت؛ شامل افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار، کودکان تحت حمایت و افراد درگیر اعتیاد. نتایج این مطالعه نشان داد حدود هفتاد درصد این گروه‌ها با افزایش اضطراب روبه‌رو بوده‌اند و بیشترین میزان اضطراب در میان زنان سرپرست خانوار دیده شده است.افزون بر این، حدود پنجاه درصد افراد مورد بررسی از کاهش احساس امنیت خبر داده‌اند.

این یافته‌ها بر ضرورت غربالگری و مداخله بموقع در حوزه سلامت روان و اجتماعی پس از جنگ تأکید می‌کند.در چنین شرایطی، توجه به سلامت روان دیگر یک موضوع صرفاً فردی یا درمانی نیست، بلکه به مسئله‌ای اجتماعی و سیاستی تبدیل می‌شود. _اختلالات درمان‌ نشده در دوره‌های پس از بحران می‌تواند به افزایش تعارضات خانوادگی، افت عملکرد شغلی و تحصیلی، کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش خشونت‌های خانگی و بروز طیفی از آسیب‌های اجتماعی، منجر شود.از همین رو مدیریت پیامدهای روانی جنگ باید در قالب یک سیاست عمومی و با رویکرد پیشگیرانه دنبال شود.
در همین چارچوب، طرح ملی سنجش سلامت روان با هدف شناسایی سریع نشانه‌های آسیب روانی، غربالگری گسترده جمعیت و ارائه مداخلات زودهنگام طراحی شده است.

این طرح با تکیه بر یک سامانه آنلاین امکان ارزیابی وضعیت سلامت روان را برای همه افراد بالای ۱۸سال فراهم می‌کند تا افراد بتوانند بدون مراجعه حضوری و در زمانی کوتاه وضعیت روانی خود را بررسی کنند.https://behzisti.porsline.ir/s/PSY-Screen
محور اصلی این اقدام بر پیشگیری استوار است؛ یعنی مداخله در هفته‌ها و ماه‌های نخست پس از جنگ، زمانی که امکان جلوگیری از تبدیل استرس‌های اولیه به اختلالات مزمن هنوز وجود دارد.

پژوهش‌های انجام‌ شده در حوزه پیامدهای روانی بحران‌ها نشان می‌دهد «پنجره طلایی مداخله» در فاصله کوتاهی پس از وقوع بحران قرار دارد.در این دوره اگر غربالگری و مداخلات اولیه به‌درستی انجام شود، می‌توان از تثبیت اختلالاتی مانند PTSD جلوگیری کرد.تجربیات کشورهای مختلف پس از جنگ‌ها و بلایای طبیعی نیز نشان داده است برنامه‌های غربالگری و مداخله زودهنگام می‌تواند بطور معناداری از هزینه‌های درمانی و اجتماعی بلندمدت بکاهد.

"طرح ملی سنجش سلامت روان" بر بر منطق علمی

شناسایی سریع افراد دارای علائم استرس حاد،

غربالگری تخصصی سلامت روان در سطح جامعه،

طبقه‌ بندی افراد بر اساس میزان خطر،

ارائه مداخلات کوتاه‌ مدت روان‌ شناختی و ارجاع هدفمند افراد نیازمند به خدمات تخصصی.

این رویکرد در واقع تلاش می‌کند میان نظام سلامت روان، خدمات اجتماعی و شبکه‌های حمایتی جامعه پیوند برقرار کند تا مدیریت پیامدهای روانی بحران صرفاً به درمان فردی محدود نشود و در قالب یک سیاست اجتماعی گسترده دنبال شود.ساختار اجرایی این طرح بر پایه یک نظام تریاژ سه‌ مرحله‌ای طراحی شده است.

در مرحله نخست غربالگری اولیه انجام می‌شود و افراد از طریق سامانه آنلاین با پاسخ به یک پرسشنامه ۹سؤالی مرتبط با اختلال استرس حاد، وضعیت روانی خود را ارزیابی می‌کنند. این مرحله در واقع یک سنجش اولیه برای شناسایی واکنش‌های روانی اولیه به بحران است.در مرحله دوم، افرادی که در محدوده خطر متوسط یا بالا قرار می‌گیرند وارد ارزیابی تخصصی‌تر می‌شوند و با تکمیل پرسشنامه استاندارد PCL-5 شدت علائم تروما و احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه در آنها بررسی می‌شود.

مرحله سوم به ارجاع و پیگیری اختصاص دارد؛ مرحله‌ای که در آن افراد بر اساس سطح خطر به خدمات متناسب هدایت می‌شوند و در صورت نیاز، پیگیری فعال برای آنها انجام می‌شود. در این الگوی تریاژ، سه سطح خطر تعریف شده است.

 افرادی که در محدوده طبیعی قرار می‌گیرند، اطلاعات آموزشی و دسترسی به منابع حمایتی و آگاه سازی در خصوص خطوط یاری رسان شامل مشاوره۱۴۸۰و اورژانس فوریت های اجتماعی۱۲۳ را دریافت می‌کنند.

 افراد با سطح خطر متوسط به بسته‌های آموزشی خودیاری روان‌ شناختی، برنامه‌های تقویت تاب‌آوری و مهارت‌های تنظیم هیجان دسترسی خواهند داشت.

 در سطح سوم، یعنی افراد پرخطر، ارجاع فوری به خدمات تخصصی شامل مشاوره حرفه‌ای، روان‌درمانی و در صورت لزوم خدمات روان‌پزشکی انجام می شود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این برنامه، نظام پیگیری فعال برای افراد در معرض خطر است.افرادی که در سطح پرخطر قرار می‌گیرند در فاصله‌های هفت، چهارده و سی روز پس از ارزیابی اولیه دوباره بررسی می‌شوند تا در صورت تشدید علائم یا نیاز به مداخله بیشتر، خدمات تکمیلی به سرعت ارائه شود.
این رویکرد نشان می‌دهد هدف برنامه صرفاً شناسایی اولیه نیست، بلکه همراهی مستمر با افراد تا کاهش خطر و تثبیت وضعیت روانی آنان دنبال می‌شود.

بی تردید، استفاده از داده های بدست آمده در سیاستگذاری حوزه سلامت روانی_اجتماعی، موثر خواهد بود.در کنار این رویکرد تخصصی، اجرای طرح با یک برنامه اطلاع‌رسانی گسترده نیز همراه است تا مشارکت عمومی افزایش یابد.پیام‌های آگاهی‌بخش این طرح با زبان ساده و غیر تشخیصی طراحی شده‌اند تا از ایجاد نگرانی یا برچسب‌زنی جلوگیری شود.

همچنین در طراحی سامانه، اصول اخلاقی بطور جدی مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله رضایت آگاهانه افراد، امکان خروج از سامانه، حداقل‌ سازی اطلاعات هویتی، رمزنگاری داده‌ها و استفاده پژوهشی از داده‌ها بدون شناسایی فردی.

تجربیات اجتماعی نشان می‌دهد مدیریت پیامدهای روانی بحران تنها از طریق مداخلات فردی امکان‌پذیر نیست.تقویت رویکرد جامعه‌ محور یکی از پیش‌ نیازهای مهم در بازسازی روانی جامعه است.با توجه به ماهیت این طرح و َضرورت بهره گیری از ظرفیت تمام نهادها در تمام مراحل اجرا، توجه به رویکرد چند نهادی بسیار اهمیت دارد؛ از این رو، مشارکت نهادهای مدنی، گروه‌های محلی، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به کاهش احساس ناامنی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی کمک کند.

پژوهش‌های حوزه تاب‌آوری نیز نشان می‌دهد جوامعی که از سرمایه اجتماعی بالاتر و شبکه‌های حمایتی گسترده‌تری برخوردارند، توان بیشتری برای عبور از بحران‌ها دارند.جامعه ایران نیز در تجربه‌های تاریخی خود بارها توانایی قابل توجهی در تاب‌آوری و بازسازی روانی_اجتماعی نشان داده است؛ این ظرفیت اگر با سیاست‌های حمایتی، برنامه‌های پیشگیرانه و خدمات تخصصی سلامت روان همراه شود، می‌تواند از گسترش آسیب‌های روانی در سال‌های آینده جلوگیری کند. با این حال نگاه به سلامت روان نباید صرفاً معطوف به شرایط امروز باشد. پیامدهای روانی بحران‌ها ممکن است در کوتاه‌ مدت فروکش کنند؛ اما در صورت نبود برنامه‌ریزی مناسب می‌توانند در سال‌های بعد به شکل افزایش آسیب‌های خانوادگی، اجتماعی و حتی کاهش سرمایه انسانی بروز کنند.

از این رو سیاستگذاری در حوزه سلامت روان نیازمند چشم‌ اندازی بلندمدت است؛ چشم‌اندازی که همزمان با مدیریت پیامدهای فوری بحران، زیرساخت‌های لازم برای پیشگیری از آسیب‌های آینده را نیز فراهم کند."طرح ملی سنجش سلامت روان" _را می‌توان گامی مهم در جهت شکل‌گیری چنین رویکردی دانست؛ رویکردی که سلامت روان جامعه را نه یک موضوع فردی بلکه بخشی از امنیت اجتماعی و توسعه پایدار تلقی می‌کند.

کد خبر 182497

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =