به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، سیدجواد حسینی در یادداشتی نوشت:
در روزگاری که منطقه خاورمیانه با تهدیدها، فشارها و بحرانهای پیدرپی روبهرو ست و دو جنگ تحمیلی دوم و سوم را تجربه کرده و اکنون نیز در شرایط خاص به سر می بریم، ذهن و روان جامعه ناگزیر به مفهومی بنیادین باز میگردد؛ مقاومت ،امید و تابآوری. اینکه یک ملت چگونه میتواند در برابر ترس، اضطراب و بیثباتی ناشی از شرایط جنگ، روح جمعی خود را حفظ کند و از فروپاشی روانی پیش از هر فروپاشی بیرونی در امان بماند و روحیه امید و مقاومت را تقویت نماید.
همزمان با میلاد "امام هشتم ع" که مظهر مهربانی، گفتگو، مقاومت و مدارا ست و نیز روز "روانشناس" که کار اصلیاش تاب اوری و امید است، نیز هست.
در چنین زمانهای، بازخوانی سیره امام رضا(ع) ضرورتی انکار ناپذی است.
این بازخوانی صرفاً یک رجعت تاریخی یا آیینی نیست؛ ضرورتی روانی، اجتماعی و حتی تمدنی است.
امام رضا(ع) در دورهای میزیست که جامعه اسلامی با ناامنی، جنگهای داخلی، بیثباتی سیاسی و فشار سنگین قدرت حاکم، مواجه بود. فضایی که از حیث اضطراب عمومی و فشار روانی، بیشباهت به بحرانهای فراگیر امروز نیست.
آنچه سیره امام(ع) را ماندگار کرده، نه انکار بحران، بلکه شیوه مواجهه با آن است؛ مواجههای مبتنی بر عقلانیت، آرامش و امید.
پذیرش مشروط ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع)، نمونهای روشن از «صبر فعال» است؛ صبری که نه به انفعال میانجامد و نه به آشفتگی.
امام(و) با این انتخاب، بدون هیاهو و خشونت، نقشه قدرت را خنثی کرد و به جامعه آموخت که در دل بحران، عصبانیت راه نجات نیست؛ بلکه تدبیر، حفظ آرامش و دیدن افقهای بلندتر است.
جمله صادقانه ایشان «اللهم إنّی داخلٌ فیه علی کُرهٍ…» صدای همین آرامش مقتدرانه است.
در کنار صبر، امید در سیره امام رضا(ع) جایگاهی محوری دارد؛ امید نه بعنوان شعار، بلکه به مثابه یک وظیفه اخلاقی و اجتماعی. بیان حدیث «سلسلةالذهب» در نیشابور، در اوج خفقان سیاسی، پیامی روشن داشت: امنیت و آینده روشن، از درون هویت، ایمان و اعتماد به خویشتن جمعی میجوشد، نه از قدرتهای بیرونی. امروز نیز، در شرایطی که در اثر شرایط جنگ ممکن است خستگی روانی و فرسودگی اجتماعی در اثر بحرانها افزایش یابد، بسیار مهم و ضروری است.
در چنین شرایطی پیام امید و مقاومت بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا میکند.
امید، ابتدایی ترین و در عین حال عمیق ترین شکل مقاومت است.
مقاومت در نگاه امام رضا(ع) صرفاً به میدان سخت محدود نمیشود؛ فرهنگ، اخلاق و گفتوگو نیز میدانهای اصلی مقاومت هستند. مناظرات علمی و فکری امام(ع) در "مرو" نشان داد حتی در اوج فشار سیاسی، میتوان با عقلانیت و استدلال، روح جامعه را زنده نگه داشت.
جامعهای که هویت فرهنگی و اخلاق جمعی خود را حفظ کند، در برابر بحرانهای بیرونی شکننده نخواهد بود.
این معنا از مقاومت و امید، امروز در ادبیات روانشناسی اجتماعی نیز بازتاب یافته است.
"ربکا سولینت"، نویسنده آمریکایی در کتاب «امید در تاریکی» از مفهومی سخن میگوید که برای زمانه ما بسیار آشناست.
بزرگ نمایی قدرت طرف مقابل توسط «دورهگردهای دوستِ پرطمطراق». کسانی که با گفتار و تصویرسازی، دشمن را قدرتمندتر از آنچه هست نشان میدهند و پیش از هر نبرد واقعی، نبرد روانی را میبازند.
تجربههای معاصر نشان دادهاند شکستن این تصویر اغراق آمیز، خود سرچشمه امید و بازسازی اعتماد جمعی است.
جامعهای که به توکل و اعتماد به خویشتن دست یابد، پیش از آنکه در میدان بیرونی پیروز شود، در میدان روانی به ثبات میرسد.
روایت امام رضا(ع) که میفرمایند «مَن تَوَکَّلَ عَلَی اللهِ کُفِی»، صرفاً توصیهای فردی نیست؛ نسخهای اجتماعی برای مدیریت ترسهای جمعی است. جامعهای که خود را ناتوان بپندارد، حتی پیش از مواجهه واقعی، شکست خورده است.
در تاریخ جنگها و از جمله جنگ تحمیلی دوم و سوم رژیم امریکایی-صهیونی بر علیه ایران، در کنار خسارتهای سنگین انسانی، اقتصادی و اجتماعی، تحولاتی پدید امد که میتواند به فرصتی برای بازسازی و تقویت جامعه ایران تبدیل شود. "مارگارت میلان"، مورخ ایتالیایی، بر این نکته تأکید میکند که در دل بحرانهای بزرگ، پدیدههایی رخ میدهد که اگر به درستی شناخته و حفظ شوند، میتوانند به سرمایهای اجتماعی برای آینده تبدیل شوند.
از جمله این پدیدهها میتوان به افزایش همبستگی اجتماعی، کاهش برخی تضادهای درونی، تقویت هویت ملی و شکلگیری الگوهای قهرمانی و از همه مهمتر امید و عزت اشاره کرد؛ که این روزها در شرایط جنگ و پسا جنگ در جامعه ایران در عرصه خیابان و میدان به روشنی نمایان است.
در شرایط جنگی، مردم اغلب با وجود تفاوتها و اختلافهای پیشین در برابر تهدید مشترک به یکدیگر نزدیکتر میشوند و احساس تعلق به سرزمین و جامعه خود در آنها پررنگتر میشود این همبستگی میتواند روحیه مقاومت، ایثار و فداکاری را در میان افراد جامعه تقویت کند.
"سولینت" از این دستاوردها با تعبیر «امید در دل تاریکی» یاد میکند.
جنگ بیتردید جان عزیزترین انسانها را میگیرد و خسارتهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی بر جای میگذارد، اما در دل همین رنجها گاهی فرصتهایی برای شکلگیری ارزشهایی مانند: همبستگی، وفاق ملی، میهن دوستی، مقاومت و پافشاری بر آرمانها، پدید میآید؛ نکته ای که در سیره رضوی نیز به شکل آشکاری بروز دارد.
نکته مهم آن است که این دستاوردها تنها در صورتی ارزشمند و ماندگار خواهند بود که جوامع بتوانند آنها را در دوران پس از جنگ نیز حفظ و تقویت کنند.
ملتهایی که موفق میشوند سرمایه های معنوی و اجتماعی حاصل از دوران بحران را به بنیانی برای توسعه، همبستگی و پیشرفت تبدیل کنند، در واقع توانستهاند از دل تاریکی جنگ، بذر امید و آیندهای روشن تر را پرورش دهند.
در همین چارچوب است که میتوان گفت: امید، نه خوشبینی سادهلوحانه، بلکه آگاهیِ همراه با شجاعت است؛ آگاهی از واقعیتها، بدون تسلیم شدن در برابر بزرگ نمایی قدرت.
آنچه در بزنگاههای سخت تاریخ دیدهایم، این است که ملتها زمانی از بحران عبور کردهاند که بادکنکهای ترس و اغراق ترکیده و واقعیتِ توانِ درونی، آشکار شده است.
حاصل کلام آنکه سیره امام رضا(ع) به ما میآموزد: صبر، اگر فعال و عاقلانه باشد، جامعه را از فروپاشی حفظ میکند. امید، اگر ریشهدار باشد، تاریکترین لحظهها را قابل عبور میسازد. مقاومت، اگر فرهنگی و اخلاقی باشد، ماندگارتر از هر واکنش هیجانی است.
و آرامش، اگر از درون جامعه آغاز شود، بزرگترین سرمایه در روزهای بحران خواهد بود.
مهمترین رسالت روانشناس در شرایط جنگ تاب آوری جامعه افزایش روحیه مقاومت و خصوصا امید است.
در نهایت، روح یک ملت است که سرنوشت او را رقم میزند؛ روحی که میتواند حتی در سختترین فشارها، آرام بماند، امیدوار بایستد و آینده را از دل تاریکی بیرون بکشد.
نظر شما