تحلیلی بر پدیده اجتماعی  "کودک آزاری"

کارشناس مسئول دفتر آسیب های اجتماعی بهزیستی ایلام در مقاله ای پدیده اجتماعی کودک آزاری در استان ایلام را مورد بررسی قرار داده است.

تحلیلی بر پدیده اجتماعی (کودک آزاری)     

به قلم:  "زهرا عبدالهی"-کارشناس مسئول دفتر آسیب های اجتماعی اداره کل بهزیستی ایلام

کودک آزاری نوعی خشونت خانگی است که تحت عنوان «جرایم خشونت آمیز» طبقه بندی می شود. این نوع جرم به معنای آسیب و صدمه زدن به کودکان در محیطی است که باید از آن انتظار تقویت، حمایت و عشق داشته باشند. والدین در اغلب موارد عامل اصلی کودک آزاری هستند و خشونت نیز در چارچوب نظام خانواده ناکارآمد رخ می دهد و تعادل مرضی ضعیف برای سرپوش گذاشتن بر این پدیده معمولاً بین اعضای خانواده دیده می شود. کودکان از آسیب پذیرترین گروه های جامعه هستند و خطر تعرض افراد گوناگون در خانواده یا اجتماع همواره آنها را تهدید می کند.

خشونت علیه کودکان و موارد نقض حقوق کودک پدیده ای ساختاری است و به جایگاه کودکان و روابط آنان با خانواده و نهادهای عمومی جامعه و قوانین و باورها و سنت های تربیتی و فرهنگی جامعه و تغییرات آن مرتبط است.

کودک آزاری امروزه به عنوان یک پدید اجتماعی مهم تلقی می شود. در طی چند دهة گذشته توجه عمومی و تخصصی رو به افزایش در مورد پدیدة کودک آزاری وجود داشته است و جوامع با وضع چارچوب قانونی برای برخورد با این پدیده، نسبت به آن واکنش نشان داده اند. کودک آزاری نیز همانند بیشتر معضلات اجتماعی  یک پدیدة جدید نیست، کودکان همواره مورد آزار واقع می شدند. اما فقط در سال های اخیر است که با توجه به حجم گستردة اطلاع رسانی توسط رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری در جهت فهم و درک این پدیده تلاش هایی صورت گرفته است.

در کشور ما نیز کودک آزاری پدیده ای رو به افزایش است ولی آمار چندان دقیقی در خصوص شیوع این پدیده وجود ندارد که این خود علل های قابل تأمل دارد و می توان گفت علت عمده آن نیز عدم امکان آمارگیری از کودکانی که قربانی حادثه شده اند ولی به علت ترس از والدین و یا ترس از بازجویی توسط مقامات قضایی حاضر به همکاری نیستند.

کودک آزاری در انواع گوناگون جسمی، عاطفی یا روانی، غفلت، سوء استفاده و اشکال آن (جنسی، بهره کشی اقتصادی) صورت می گیرد. انواع کودک آزاری با تفاوت هایی که دارند، تأثیرات زیانبار مشترکی بر جای می گذارند.

با توجه ارائه گزارش آماری از سوی مرکز فوریت های اجتماعی بهزیستی کشور در سال 97، 29 درصد از کودکان آزار جسمی دیده اند و 3 درصد کودک آزاری ها از طرف والدین انجام شد. و در این میان پدران عامل 60 درصد کودک آزارهای به مراکز اورژانس اجتماعی گزارش شده اند. 

بر اساس مطالعه پرونده های مراجعین مرکز اورژانس اجتماعی استان ایلام از سال 1395 لغایت 1399؛ پدیده کودک آزاری در بین خانواده ها روند افزایشی داشته است بطوریکه نرخ رشد کودک آزاری در سال 99 نسبت به سال 95، 18درصد افزایش داشته است. از مجموع پرونده های پذیرش شده (1086) طی این پنج ساله بیش از 50درصد کودکان آزار جسمی از سوی والدین دیده اند. تقریباً 30درصد از کودکان مورد غفلت و آزار روحی قرار گرفته اند. در سال 99 نسبت به سال 98 کودک آزاری روند کاهشی داشته است و نرخ رشد 36%- بوده است.

با توجه به بررسی که از پرونده های کودک آزاری مراجعه کننده به مراکز اورژانس اجتماعی استان ایلام  طی سال های 1395 لغایت 1399 صورت گرفت  چندین مولفه در رشد پدیده کودک آزاری تاثیر داشته است که در سه مولفه وضعیت نامناسب اقتصادی، محل سکونت و دلایل موجود در شخص آزار دهنده طبقه بندی شده اند.

 یکی از عوامل مهمی که خانواده ها را تحت تأثیر قرار می دهد و می تواند زمینه ساز کودک آزاری باشد، وضعیت نامناسب اقتصادی-اجتماعی است. کودکانی که در خانواده های فقیر زندگی می کنند به دلیل شرایط و محدودیت های موجود در مقایسه با دیگر کودکان ایمنی کمتری دارند. طبق نظریه گیدنز (2005) به طور معمول فقر با اتکاء به دو رهیافت شناخته می شود؛ یکی از این رهیافت ها بر «فقر مطلق» به معنای نداشتن درآمد کافی برای تأمین حداقل نیازهای اساسی شامل غذا، مسکن و پوشاک، بهداشت و آموزش اذعان دارد و دیگری به پدیدة «فقر نسبی» که در آن فقر با توجه به استاندارد زندگی در جوامع مختلف شناخته می شود.

یک دیگری از عوامل تأثیرگذار بر کودک آزاری منطقه محل سکونت خانواده است که در مناطق حاشیه شهر شیوع مشکلات اجتماعی بیش از دیگر مناطق است. این پدیده از آنجا ناشی می شود که مجموعه افرادی که در یک منطقه زندگی می کنند از جهت فرهنگی، نظام ارزشی و باورها به یکدیگر شبیه بوده و از هم تأثیر می پذیرند. بر اساس نتایج بررسی پرونده های کودک آزاری بیش از 50 درصد از والدین آزارگر در مناطق حاشیه بانبرز و سبزی آباد زندگی می کنند. در این محله ها حداقل خدمات شهری ارائه می شود و اغلب دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشت با کیفیت نازل می باشد.

سومین علل کودک آزاری شناسایی شده؛ دلایل موجود در شخص آزاردهنده می باشد. اختلالات روانی، افسردگی، عصبانیت، اعتیاد، کم سوادی والدین، نداشتن مهارت فرزندپروری، فقدان آموزش های مهارت های زندگی و اعتماد به نفس پایین می تواند فرد را مستعد کودک آزاری کند.

اگر بدرفتاری با کودک شناسایی و متوقف نشود، تمام جنبه های رشد کودک آسیب خواهد دید و کودک آزاردیده در همه جنبه های رشد مانند: رشد جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوان رو به رو خواهد شد. بر اساس بررسی های به عمل آمده از سوی وزارت بهداشت؛ بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی قربانی آزار و بدرفتاری بوده اند در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگ ترین زیان کودک آزاری است، چون باعث تداوم کودک آزاری می شود.

مشکلات ناشی از کودک آزاری گاهی نیز به صورت اختلالات شناختی، اختلالات تجزیه ای، اختلالات شخصیت، کاهش اعتماد به نفس، افسردگی، افکار خودکشی و ترس نمودار می شود.

اولین قدم برای پیشگیری از کودک آزاری استحکام بنیان خانواده است برای این کار باید با مسئولیت های پدر و مادر شدن آشنا شد و شخصیت بچه ها را شناخت. دقت والدین در ازدواج و تشکیل خانواده، خودداری از ازدواج های تحمیلی و شتاب زده در سنین پایین، افزایش آگاهی والدین در زمینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان، آشنایی والدین با حقوق و نیازهای کودکان در کنترل و کاهش کودک آزاری تاثیر گذار می باشد.

پایان/

کد خبر 41221

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =

دسترسی سریع به سامانه های الکترونیک