ماجرای ۶ میلیون‌ دلاری که به مردم روستا دادیم

اینک سازمان بهزیستی در گام دوم با رویکرد هوشمندسازی، محله‌محوری و سلامت اجتماعی در خانواده قدم برمی‌دارد؛ چهل‌ویک سال قبل در تامین نیازهای ضروری، تجهیزات اداری و ستادی و تامین پرسنل کارشناسی مورد نیاز با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود. خاطره تشکیل شعبه‌ای از سازمان بهزیستی در شهرستان شنیدنی است.

یک سال و چهار ماه از استقرار نظام جمهوری اسلامی سپری شده بود که سازمان بهزیستی در ۲۵ تیرماه ۱۳۵۹ با ادغام چند سازمان و نهاد دولتی از جمله سازمان خدمات اجتماعی و سازمان زنان به ریاست شهید دکتر فیاض‌بخش تشکیل شد. 


نگارنده نیز به عنوان اولین مدیر بهزیستی شهرستان میانه تنها با یک حکم مکتوب، بدون اداره و بدون تجهیزات و بدون پرسنل و بدون اعتبار منصوب شد. دو باب ساختمان در انتهای خیابان شهید بهشتی یکی برای استقرار ستاد اداره و دیگری برای مرکز حرفه آموزی اجاره شد و این در حالی بود که هیچ گونه اعتبار مالی تخصیص نیافته بود.


میز و صندلی و گوشی تلفن و سایر ملزومات اداری با توجه به مختصر اعتبار اجتماعی در سایه روابط دوستانه با ادارات و موسسات دولتی از طریق آنان به صورت رایگان  بلاعوض تحویل گرفته شد و اداره بهزیستی میانه به این ترتیب دایر شد.


از طریق سازمان‌ها چهار نفر نیز نیروی انسانی به کار گرفته شد که یکی به عنوان راننده به نام مرحوم یحیی ملکی و دومی به نام نیروی خدمات به نام پیرمراد مرادی و سومی خانم ارجمند به عنوان مسئول اداری و دفتری و مرحوم محمدحسن ملک‌آرایی به عنوان معاون مشغول به کار شدند. سپس نیروی مالی و حسابداری به نام حسین معتمدنیا (روستایی) از بهزیستی استان درخواست شد که او نیز به جمع پرسنل پیوست تا تعداد کل پرسنل با نگارنده به ۶ نفر برسد.


ما بدون اعتبارات مالی کار را شروع کردیم. شناسایی اقشار نیازمند و تشکیل پرونده برای آنان ماه‌ها زمان برد. همزمان با شروع کار اداره نسبت به تشکیل مرکز حرفه‌آموزی و تجهیز آن مرکز از نظر لوازم حرفه‌آموزی از قبیل چرخ‌های خیاطی و گلدوزی و... و خرید ابزار مورد نیاز دیگر از بازار با قرارداد پرداخت وجه ۳ ماهه، بدون هیچ گونه بیعانه و چک و تضمین، فقط با وعده کلامی که داده شد تهیه گردید و با قدرت و دقت، اهداف سازمان که به تصویب دکتر فیاض‌بخش رسیده بود، بدون هیچ گونه اعتباری به مرحله اجرا درآمد.


از طرفی چون ادارات از نظر وسیله نقلیه دچار مشکل بودند، از نظر تحویل خودرو به بهزیستی مقاومت می‌کردند که نگارنده توسط دوستانی که در اداره بهداری داشت اطلاع یافت که یک دستگاه وسیله نقلیه لندرور در پارکینگ بهداری به دلیل خرابی موتور بلااستفاده رها شده. به رئیس بهداری مراجعه شد. او یک پزشک مسیحی کاتولیک بود. موضوع کار بهزیستی را که رسیدگی به مشکلات نیازمندان، فقرا و معلولین و اقشار آسیب‌دیده جامعه برای ایشان تشریح کردیم که اشک از چشمانش به پهنای صورتش سرازیر شد. او گفت: «من مخالفتی ندارم اما اعتبار تعمیر موتور خودرو را ندارم». گفتم: «شما در همین شرایط تحویل دهید، برای بقیه‌اش خدا بزرگ است». بالاخره صورت جلسه موافقت تنظیم و بین نگارنده و ایشان به امضا رسید؛ به مکانیکی که همسایه‌ام بود زنگ زدم و گفتم یک ماشین با سیم بوکسر به بهداری بیاورید تا خودروی لندرور را به تعمیرگاه انتقال دهیم. او آمد و اتومبیل به تعمیرگاهش منتقل شد. آن مکانیک شریف چون از اهداف بهزیستی اطلاع حاصل کرده بود خودرو را در عرض ۴۸ ساعت تعمیر و قطعات لازم را با هزینه خودش خریداری و تعویض کرد. موقع تحویل به ایشان گفتیم فعلا اعتبار نداریم. گفت هر وقت اعتبار داشتید پرداخت کنید. بدون اینکه ودیعه، چک یا تضمینی بگیرد.


از این‌جا شناسایی اقشار نیازمند در روستاها نیز شروع شد و پول بنزین خودرو را که هر روز یک باک پر می‌شد در پمپ بنزین آقای صیامی روزانه در قبض دوبرگه‌ای می‌نوشتند تا مجموع وجوه آن پس از تامین اعتبار پرداخت گردد. هر چند پس از بازدید رییس بهداری وقت و رئیس پمپ بنزین از فعالیت‌های ما صاحب پمپ بنزین وجوه یک ماه بنزین را اهدا کرد و رئیس بهداری یک دستگاه خودروی پیکان نیز به بهزیستی میانه به عنوان پاداش بخشید.

یک سالی بدین منوال گذشت و جسته و گریخته گاه اعتباری ناقص از استان دریافت می‌گردید که هزینه‌های ضروری از قبیل حقوق پرسنل، اجاره دو ساختمان، آب و برق و تلفن و بخشی از مستمری‌ها را کفایت می‌کرد تا اینکه بودجه سال ۶۰ تصویب و در بهار همان سال اختصاص یافت ولی اجرای طرحی عظیم و فراگیر به عنوان طرح شهید رجایی همان سال با سرفصل پرداخت مستمری ماهانه به سالمندان بالای ۶۰ سال مقیم روستاها به بهزیستی واگذار گردید تا به همه روستاهای شهرستان با ۳ اکیپ مددکاری، مراجعه و اسامی سالمندان ثبت و اعلام گردد. این مهم در طول کمتر از ۳ ماه به مرحله اجرا درآمد. بایستی به ۴۲۰ روستا مراجعه می‌شد تا این امر تحقق یابد که به بیش از ۱۰ هزار نفر سالمند حقوق ماهانه در ۴۲۰ روستا به صورت نقدی و غیرنقدی و با اعتبار سالانه ۶ میلیون دلار معادل ۴۵ میلیون تومان که با دلار امروز مبلغی حدود ۱۲۰ میلیارد تومان می‌شود پرداخت می‌شد.


برای یکی از اکیپ‌ها که خودرو نداشت و من برایشان به دنبال تهیه خودرو بودم روزی یکی از دوستانم در بهزیستی استان به من زنگ زد و گفت دو دستگاه خودروی تویوتای صفرکیلومتر از مرکز به بهزیستی استان تحویل شده است. بلافاصله از میانه به تبریز حرکت کرده و ساعت ۷ صبح به مقصد رسیدم و پیش مدیر کل رفتم. بعد از عرض سلام و ادب و احترام و تعارفات معمول گفتم آقای مدیر اگر بخواهید به شهرستانی جایزه بدهید در قبال عملکردها به کدام شهرستان می‌دهید؟ گفت آن شهرستان که اول است.


آمار را آوردند از نظر تعداد سالمند و کیفیت عملکرد در بین کلیه شهرستان‌های بیست‌وپنج‌گانه استان، بهزیستی میانه در ردیف اول قرار داشت. با توجه به اینکه در مدت قریب به یک سال مستمری ماهانه حتی یک نفر سالمند از بین ۱۰ هزار نفر غیرقابل پرداخت نمانده بود و بهزیستی میانه یک نفر هم شاکی نداشت و مورد تقدیر فرماندار و نماینده میانه در مجلس نیز قرار گرفته بود، مدیر کل گفت: «تبریک می‌گویم و دستور می‌دهم به شما پاداش بدهند». گفتم: «به جای پاداش نقدی می‌توانم پاداش غیرنقدی درخواست کنم؟» گفت: «بله». گفتم: «یک دستگاه خودروی تویوتای صفرکیلومتر می‌خواستم برای بهزیستی میانه». خودکار را بر زمین گذاشت و از جایش بلند شد. گفت: «آقا این چه درخواستی است؟ من بعد از مدت‌ها تلاش دو خودرو را با هزاران مصیبت از تهران تحویل گرفته‌ام که در مرکز استان استفاده شود. از طرفی شماره گذاری نشده و سندشان آماده نیست». گفتم: «آقای مدیر شما وعده دادید باید به وعده‌تان عمل کنید. بهزیستی میانه می‌تواند برای شماره‌گذاری و تنظیم سند اقدام کند». ایشان مکثی کرد و به مرحوم ملکوتی امام جمعه تبریز زنگ زد تا استخاره کند. آیه ۵۸ سوره یونس آمد که می‌فرمود: «به فضل و رحمت خداوند خوشحال شوید که این از آنچه می‌اندوزید بهتر است». بلافاصله مسئول مالی احضار، صورتجلسه تنظیم و بدین ترتیب آن خودرو نیز به خودروهای بهزیستی میانه و گروهی اضافه شد که ماهانه بیش از یکصد روستا را پوشش می‌دادند.


البته در رأس یکی از اکیپ ها خودم حضور داشتم و همه روزه ساعت ۴ صبح به سمت روستاها حرکت می‌کردیم و پاسی از شب برمی‌گشتیم و بسیاری از روزها چند روز در روستاها می‌ماندیم و هیچ اضافه کاری هم کسی دریافت نمی‌کرد.


به مدت ۵ سال اجرای طرح ادامه داشت تا اینکه سال ۱۳۶۵ اجرای طرح از بهزیستی منفک و به کمیته امداد امام محول گردید و کلیه پرونده ها و اعتبارات با دو دودستگاه خودرو به کمیته مذبور تحویل شد.


در سال ۱۳۶۰ نیز که طی سمیناری در تهران به اتفاق مدیران بهزیستی سراسر کشور به حضور دکتر شهید فیاض بخش رییس سازمان و شهید رجایی نخست وزیر وقت رسیدیم، فعالیت‌های ادارات برگزیده بهزیستی کشور که بهزیستی میانه نیز جزو ۱۰ اداره برتر کشور از بین ۴۵۰ شهرستان بود، مورد تقدیر قرار گرفت.


فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید
دگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد


روز بهزیستی بر تلاشگران و مدافعان سلامت اجتماعی جامعه مبارک باد.

✍️سیدکریم محمدی
(اولین مدیر بهزیستی شهرستان میانه)

کد خبر 40076

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

دسترسی سریع به سامانه های الکترونیک