در رسانه | تربت حیدریه | کارتن‌خواب‌های تربت حیدریه در انتظار سرپناه

قول مسئولان تربت حیدریه ظاهرا عملی نشده و راه اندازی کمپ ماده ۱۶ به ۴ هفته دیگر موکول شده، ظاهرا هنوز باید کارتن خواب‌ها یک ماه دیگر آه بکشند و سرمای سوزان زمستان را با جان و دل بخرند و رنج ببرند.

به گزارش صبح توس؛ دوباره گردش فصلی ‌نو در راه است و برداشت هر کدام از ما از فصل های سال با دیگری متفاوت است، برای یک نفر از ما، پاییز فصل عاشق شدن و راه رفتن های دونفری است و برای دیگری زمستان، فصل آدم برفی ساختن و نشستن کنار شومینه و فنجان بدست، خواندن کتاب هزار دستان است.

هستند کسانی در شهر ما که تغییر فصل ها سختی‌ زندگی‌ شان را فقط بیشتر از قبل می کند و تعبیرشان از پاییز و زمستان، فقط یخ زدن شبانه اش در کوچه ای یا زیر پلی از شهر است، تعبیر متفاوتی از فصل ها دارند، کارتن خواب های گم شده و فراموش شده از یادِ شهر.

حوالی چهارراه بیمارستان، جوانی کارتن خواب با کیسه ای در دست داخل سطل های زباله می گردد تا نانی برای خوردن و زباله ای برای فروختن پیدا کند، کمی که به او نگاه می کنم انگار هیچ اتفاقی در اینجا اهمیتی ندارد، کارتن خوابی که خیلی دیده نشده و جزء فراموش شدگان شهر است.

قولی که عملی نشد!

۱۳ آذر ماه بود که در گزارشی میدانی به معضل کارتن خوابی و زباله گردی معتادان در تربت‌حیدریه با عنوان، "ساماندهی کارتن خواب‌ها در انتظار تحقق وعده مسئولان تربت حیدریه" پرداختیم و پس از انتشار این گزارش در همان روز علی رستمی، معاون استاندار و فرماندار تربت حیدریه در جلسه ای با صالحی دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان خبر از راه اندازی کمپ نگهداری معتادان متجاهر و کارتن خواب یا همان کمپ ماده ۱۶ را از اول دی ماه می دهد.

قولی که ظاهرا عملی نشده و راه اندازی کمپ ماده شانزده به ۴ هفته دیگر موکول شده است، ظاهرا هنوز باید کارتن خواب ها یک ماه دیگر آه بکشند و سرمای سوزان زمستان را با جان و دل بخرند و رنج ببرند.

شبانه همراه با طلاب جهادی

همراه با عده ای از طلاب جهادی شهر که ۲۰ روز است هر شب مشغول پخت ۱۵۰ پرس غذای گرم برای بی خانمان ها هستند برای توزیع غذاها به میان کارتن خواب ها رفتیم، ساعت حدود ۸ شب است و در اینجا حوالی میدان جهاد، روحانی جهادی ما را به چند پناهگاه دست ساز کارتن خواب ها می برد.

پشت یک مرکز خرید و فروش ضایعات و در پشت مسیل پل ملکی، دودی به آسمان می رود، نزدیک که می شویم، شیخ صدا می‌زند که برادران بیایید و غذایتان را بگیرید.

پناهگاه ۴‌متری ،۷ کارتن خواب!

یکی یکی از یک پناهگاهی دست‌ساز که با کارتن و پلاستیک ساخته شده و نهایتا مساحتش به چهار متر مربع نمی رسد؛هفت کارتن خواب بیرون می آیند، پلو قیمه ای که در دست دارم را به یکی از آنها می دهم و از او می‌پرسم که چند سال داری و چرا اینجایی؟ می گوید: ۳۵ سال دارم و دیگر چه کنیم، ما هم سرنوشت‌مان اینجور رقم خورده است.

از دودی که بلند است می‌پرسم و جواب می دهد که کنده ای را در داخل این اتاقک کارتنی روشن کرده ایم و دودکشی را روی آن گذاشته ایم تا دود را به بیرون از فضای داخل ببرد.

این شب ها هوا خیلی سرد است

او می‌گوید: امشب دو نفر از ما هفت نفر در اینجا مهمان هستیم و در اطراف ترمینال مسافربری زباله و ضایعات جمع می کنیم و اما چون چند شبی هوا خیلی سرد شده به اینجا آمده ایم تا در بیرون از سرما یخ نزنیم.

شیخ همانجا می گوید: برایتان یک بخاری نفتی جفت و جور می کنیم و می آوریم، روحانی جهادگر می‌گوید: به همت خیرین قصد داریم هر شب غذای گرم را به دست این فراموش شدگان برسانیم، پتو و لباس گرم هم به آنها می دهیم.

گله ای از سگ زیر پل مُلکی دنبال زن کارتن خواب

ابویونس یکی از طلاب جهادگر می گوید: ما روزها این پناهگاه ها را شناسایی می کنیم و شب ها به این محل ها برای توزیع غذا می آییم.

وی می افزاید: عده ای زیر پل اداره پست قدیم در بلوار امام رضا علیه السلام شب را به صبح می رسانند و زن و مردی هم در جاده نوقاب هستند.

چند متری آن طرف تر زنی از یک پناهگاه دیگر بیرون می آید و غذای خودش و شوهرش را می گیرد و می‌گوید که اهل یونسی مرندیز در حوالی بجستان است و با شوهرش اینجا زندگی می‌کند.

یکی از روحانیون همراه ما در این خصوص می افزاید: چند شب‌ پیش که اولین‌ بارش برف را در شهر داشتیم این زن زیر پل ملکی گیر افتاده بود و گله ای از سگ ها او را دنبال کرده بودند، خیلی ترسیده بود و ما سریعا به کمک او رفتیم.

زن و مردی مسنی آن طرف‌تر گمان می کنند ما از مسئولین هستیم و می‌گویند: خانه‌شان در کوی بازرگان است و با حکم دادستانی به جرم خرید و فروش مواد مخدر پلمپ شده و آنها آواره خیابان شده اند.

سفید میزنم اما بختم سیاه است

مردی کارتن خواب با اصرار یکی از طلاب جلو می آید و درددل می‌کند، حمید آهی می کشد و می‌گوید که یکسال است دو فرزندش را ندیده و از این وضعیت وضعش خجالت می کشد.

اومی‌گوید: سفید می‌زنم(هروئین مصرف می کنم) اما بختم سیاه است،۲۰ سال است مصرف کننده هستم و اختلافات خانوادگی باعث شده که  به مواد روی بیاورم و آواره خیابان ها باشم، استادکار ام دی اف هستم و روزگاری مغازه ای برای خود داشته ام.

تعداد کارتن خواب ها بیشتر از این هاست

در نقطه دیگری از شهر با یکی از خریدارهای ضایعات گفتگو کردم، او می‌گوید: تعداد مراکز ضایعات و ضایعات جمع کن ها در شهر خیلی زیاد است و معتادان زباله گرد خیلی بیشتر از ۴۰۰ نفر هستند.

وی که نمی داند من خبرنگار هستم و به گمانش جزء روحانیون جهادی ام می افزاید: اگر حدودی ۱۰۰ مرکز ضایعات در شهر باشد هر مرکز هر روز حدود ۳۰ تا ۴۰ مشتری ضایعات جمع کن را دارد، خیلی از اقوام من در شهر انبار ضایعات دارند و آمار کارتن خواب ها بنظرم بیشتر از این حرف‌هاست.

کارتن، پلاستیک، شیشه نوشابه، آهن، حلب چیزهایی است که او از این افراد می خرد و هر کدام قیمت خود را دارد، آنها ضایعات را به اینجا می آورند و خودشان تفکیک هم می کنند و پول‌شان را می‌گیرند.

وی در خصوص مصوبه کمیسیون ماده ۲۰ مبنی بر انتقال مراکز ضایعاتی به خارج از محدوده شهر که پیش از این در گزارش قبلی خود به آن اشاره کرده بودیم، می‌گوید:  خیلی از این افراد ملک های خودشان را خریده اند و امکان جابه‌جایی برایشان به خارج از محدوده خیلی سخت است.

او خاطر نشان می‌کند: روزانه هر زباله‌گرد ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان درآمد دارد و من روزانه حدود ۴ میلیون تومان ضایعات خریداری می‌کنم.

به جای پول دوا می دهند

او در گوشی در پاسخ به این سئوال که آیا درست است که برخی از ضایعاتی ها بجای پول دادن به معتادان متجاهر به آنها مواد مخدر می دهند، می گوید: صد در صد همینطور است، بعضی از مراکز خرید ضایعات، جنس مصرفی معتاد را در مقابل ضایعات های جمع آوری شده به او می دهند.

وی می‌گوید از ۱۰۰ مرکز خرید ضایعات ۱۵ مرکز اقدام به چنینی کاری می کنند و همه چیز هم دارند، از شیشه گرفته تا دوا (هروئین).

کمپ ماده ۱۶ تا ۴ هفته دیگر راه اندازی نمی شود

حالا از این‌ها گذشته آنچه که روشن است لزوم ساماندهی معتادین متجاهر و زباله‌گرد شهر است، مسئله ای که با پیگیری های رئیس بهزیستی تربت حیدریه مطرح می شود.

زهره اقبال ‌نیا که پیشتر از مشکلات مکان‌ یابی محل کمپ ۱۶ و عدم داشتن استاندارد مکان پیشنهادی شهرداری گفته بود حالا می گوید: ساختمان کمپ ماده ۱۶ انتخاب شده و در حال انجام اصلاحات عمرانی مکان و مکاتبات با استان هستیم و پیمانکار تعیین شده است.

وی می افزاید: احتمالا سه یا چهار هفته دیگر اولین پذیرش ها در کمپ ماده ۱۶ انجام خواهد پذیرفت و این کمپ راه اندازی خواهد شد.

اقبال‌نیا خاطر نشان می‌کند: هفته گذشته با همراهی فرماندار، دادستان و فرمانده نیروی انتظامی شهرستان بازدیدی از محل داشته ایم و امیدواریم خیلی زود کارهای مربوطه انجام گیرد.

کد خبر 28265

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

دسترسی سریع به سامانه های الکترونیک