گزارش ا دستانی که حرف می زنند

حرف زدن یکی از ابزارهای مهم ارتباطی محسوب می شود که فرد از سالهای نخست زندگی ابتدا با صداهایی که از تارهای صوتیش تولید می کند آغاز و از یکسال به بعد بطور معمول با گفتن واژگان مختلف مفهموش را بیان می کند.

اما زمانیکه فرد قدرت تکلم نداشته باشد و همزمان چیزی هم نشنود چگونه می تواند با محیط پیرامونش ارتباط بگیرد، نیازهایش را بیان کند و یا چگونه ابراز محبت کند و عشق بورزد؟

تصور چنین فردی با این ویژگی برای انسان هایی که از نظر جسمی سالم هستند شاید سخت و نا ممکن باشد اما این گروه از افراد که امروز هشتم مهرماه به نام آنها نامگذاری شده "ناشنوایان" هستند که بجای لبها، دستهایشان حرف می زنند.

عزیزانی که اطراف ما همین حوالی هستند و زندگیشان برای افراد عادی سرشار از اسرار است، انسانهایی که اگرچه  واژه معلولیت را با خود یدک می کشند ولی بواسطه استعدادهای خاصی که دارند زندگیشان سرشار از شگفتی است.

به بهانه هشتم مهرماه روز جهانی ناشنوایان راهی منزل یکی از این افراد می شوم که به گفته مسئولان بهزیستی از توانخواهان نخبه و موفق ایلام است، سعید حاتمی لک که با وجود ناشنوایی مطلق، معلم یکی از مدارس این شهر است.

با استقبال گرم سعید و پدرش وارد منزلشان در یکی از محله های شهر ایلام می شوم، گرمای کانون این خانواده از همان برخورد زیبا با لحن بسیار متین پدرش مشخص و مرا مجذوب خودشان می کند تا جایی که انگار سالیان سال است با آنها ارتباط داشته ام.

سعید کنار پدر می نشیند و مادر هم آنطرف تر، از پنج فرزند این خانواده فقط سعید است که نزد پدر و مادر زندگی می کند و بقول پدرشان بقیه همگی سر و سامان گرفته اند.

سعید با اشاره دست سعی دارد مفهومش را برای میهمان بیان کند ولی حرکاتش برای تازه واردها بر خلاف خانواده اش که کوچکترین حرکت دسش را متوجه می شوند کمی دشوار است.

توانخواهی که با وجود معلولیت خیلی شدید ، دانشجوی دکترای کامپیوتر است، معلم یکی از مدارس ایلام که در کنار این فعالیتها ، نقاشی و معرقه کاری می کند و مربی تیم دو و میدانی ناشنوایان نیز است.

پدرش می گوید: سعید فرزند دوم ماست، متولد سال 60 و سرشار از استعداد، هرچند برای رسیدن به موفقیتهایش خیلی سختی کشیده ام ولی همچنان آماده حمایت از فرزندم هستنم.

او ادامه می دهد: سال 64 بود که بر اثر ضربه ای که به سر سعید وارد شده بود او را به دکتر بردم و دکتر اعلام کرد  سعید مغزش آسیب دیده و دیگر توانایی شنیدن و قدرت تکلم نخواهد داشت و در واقع یک معلول محسوب می شود.

او گفت: برای پدر شنیدن این جمله که فرزندت دیگر نه می شنود و نه می تواند سخن بگوید بسیار سخت و سنگین است، آنقدر سنگین که برای نخستین بار دردی را در وجودم احساس کردم که تاکنون آنرا حس نکرده بودم ولی بخاطر پسرم آنرا از همه اعضا خانواده پنهان کردم و برای موفقیتش از همان ابتدا با خود اتمام حجت کردم.

او ادامه داد: با وجود معلولیتی که سعید داشت دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه باغچه بان به اتمام رساند و با توجه به اینکه شرایط تحصیل در دوره متوسطه برایش میسر نبود او را برای ادامه تحصیل به شهر ساری در شمال کشور بردم و در مجتمع آموزشی امام جعفر صادق(ع) ثبت نام کردم.

وی گفت: اگرچه رفت و آمد و دوری سعید با توجه به شرایط جسمی اش برایمان سخت بود ولی با توجه به استعداد بی نظیری که داشت خیالم راحت بود که می تواند مستقل زندگی کند و من هم مدام به او سر می زدم.

او ادامه داد:سعید در دوران متوسطه شاگرد ممتاز مدرسه شان بود و به گفته معلمانش به بقیه دانش آموزان نیز در زمینه تحصیلی کمک می کرد.

پدر سعید می گوید: پس از اخذ دیپلم در آزمون سراسری در رشته مورد علا قه اش که کامپیوتر بود پذیرفته شد و به عنوان دانشجوی نمونه همواره مورد تحسین اساتید و مجموعه آموزشکده فنی که در آن تحصیل می کرد قرار می گرفت.

وی افزود: سعید موفق شد تحصیلاتش در مقطع لیسانس و فوق لیسانس رشته کامپیوتر را به اتمام رسانده و اکنون علاوه بر اینکه در یکی از مدارس ایلام به عنوان کاربر رایانه فعالیت می کند در مقطع دکترا در همین رشته ادامه تحصیل داده است.

با وجود اینکه کمتر از یکساعت از حضورم در خانه سعید گذشته و لی تا حدودی زبانش را متوجه می شوم، من هم با اشاره دست  در مورد نحوه ارتباطش با دانش آموزان می پرسم و او با اشاره می گوید: خیلی راحت با آنها ارتباط می گیرم، در مدرسه علاوه بر کارهای خودم به سایر معلمان کمک می کنم و  شغلم که در ارتباط با بچه هاست را خیلی دوست دارم.

امید و نشاط در چشمان سعید هویداست، آنچنان با ذوق مطالبش را با اشاره دست بیان می کند که به معنای واقعی انگار معلولیتش را از یاد برده است.

او در پایان می گوید: اگر معلولیتم نبود فراتر از موقعیت کنونی که دارم می توانستم پیشرفت داشته باشم چراکه همواره در زندگی به موفقیتهای بیشتر فکر کرده ام و تلاشم سربلندی همیشگی بوده است.

سعید نمونه یکی از توانخواهی است که معلولیت را محدودیت ندانسته و با امیدی که دارد به فتح قله های بیشتر در زندگی می اندیشد 

او برخلاف بسیاری از معلولان که گوشه نشینی را در زندگی انتخاب می کنند با وجود داشتن درجه معلولیت خیلی شدید ، حضور در جامعه را انتخاب کرده و اگرچه نمی تواند حرف بزند و چیزی بگوید اما با دنیا آشتی کرده، با همین دستانی که حرف می زنند!

هشتم مهرماه در سالنامه رسمی کشور به عنوان روز جهانی ناشنوایان نامگذاری و شعار امسال زبان اشاره، حق همه ناشنوایان است.

حدود یک هزار و 700 ناشنوا در استان ایلام زندگی می کنند.

گزارش از: آزاده خرم

کد خبر 5845

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =